آن برداشت عملیاتی (۰۶۰-۰۱۱)

وقتی صحبت از جهان بینی می شود، لازم است که اشاره شود اساس این جهان بینی را چه چیزی تشکیل می دهد. مثلا کسی ادعا می کند که اساس جهان بینیِ مرا باورها و اعتقادات تشکیل می دهند. یا ممکن است کسی جهان بینی خود را مبتنی بر عقل و تجربه ی بشری و بطور کلی دانش قرار دهد.

{نکته: در مثال دوم، جهان بینی شکل پویا به خود گرفته و انطباق پذیری بالاتری با زیست جهان انسانی خواهد داشت و این امکان را دارد که در گذر زمان فرگشته و منطبق تر و سازگار شود.}

اما عقل و تجربه مفاهیمی نظری هستند و وجاهت عملیاتی ندارند، در صورتیکه زندگی صحن و سرای اجراء و عملیات است. بعنوان مثال زیبایی یک مسئله ی نظری است. فارغ از تعاریف مفهومی و نظری که از زیبایی ارایه می شود، اگر ما بخواهیم که مثلا به پرسنل زیبای یک شرکت جایزه دهیم، این امکان را نداریم که با این مسئله بشکل نظری برخورد کنیم بلکه لازم است تا در ابتدا زیبایی را بشکل عملیاتی تعریف کنیم (یعنی یک برداشت رویه ای و اجرایی از آن به دست دهیم) و سپس در عمل به آن قرائت پایبندی نشان دهیم.

محض مثال ما می توانیم زیبایی را داشتن چشمان سیاه و خال بر گونه تعریف کرده و بگردیم و پرسنل مزبور را یافته و به ایشان پاداش دهیم! برای عقل و تجربه هم دقیقا قضیه بر همین منوال است. جهان بینی لازم است که ماهیتی رویه ای و عملیاتی داشته باشد (فارغ از اینکه اساس آن را چه مفاهیمی تشکیل می دهد).

پس آنکس که جهان بینی اش را چونان یک جهان بینی دانش محور (عقل و تجربه محور) معرفی می کند، لازم است که رویه هایی را در چارچوب عقل و تجربه تعریف نموده و ضمن پایبندی به آن ها مطمئن شود که در حال پایبندی نشان دادن به عقل و تجربه است.

بطور کلی جهان بینی برداشتی رویه ای و عملیاتی از هر آن چیزی است که باور داریم جهان بینی ما بر آن استوار شده است. یک جهان بینی X-محور نخست لازم است که X را بشکل رویه ای و عملیاتی تعریف کند و پیرو نیز به این تعریف پایبندی عملی نشان دهد.

۱۲۵۷۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *