فصل برداشت (۰۵۴-۰۱۱)

سرمایه گذاران از عبارتی تخصصی استفاده می کنند با عنوان «نقطه ی سر به سر» و این نقطه یعنی جایی که تمامی هزینه ها بتوسط درآمدهای اولیه پوشش داده شده و از آن نقطه به بعد کسب و کار و یا پروژه ی مزبور با تراز مالی مثبت شروع می کند به آغاز سودآوری. گویا از آن نقطه به بعد است که می توان قایل به سودآور بودن یک اقدام بود.

ما انسان ها هم در زندگی شخصی و حرفه ای خود بشکل هرروزه دقیقا شبیه به سرمایه گذاران و معامله گران در حال سرمایه گذاری و معامله هستیم، فقط با این تفاوت که شاید آنچه که وارد این حوزه ها می کنیم مستقیما قابل ترجمه به ارزش مالی نباشد. ما ارزش وارد کرده و ارزش برداشت می کنیم و از نقطه ای به بعد این بده بستان برای ما آورده های فراوانی در برخواهد داشت.

زندگی فصل های مختلفی دارد؛ فصل کاشت، فصل داشت، و نهایتا هم فصل برداشت؛ اما برخلاف طبیعت و اقدامات کشاورزانه، این فصل ها در گستره ی زندگی انسان چندان دوره های زمانی مشخصی ندارند زیرا که ما دقیقا نمی دانیم که فصل برداشت زندگی یک فرد (بشرط کاشت و داشت پرزحمت) چه زمانی خواهد بود؛ مثلا کسی در ۲۰ سالگی برداشت می کند، کس دیگری در ۴۰ سالگی و کسان دیگری نیز در سال های بعد از آن. اما مهم این است که بخواهیم این فعالیت معامله گری را بشکل مستمر به انجام برسانیم، آنگاه یک روز به خود آمده و می بینیم که نقطه ی سر به سر را رد کرده و در حال برداشت کردنیم.

آن زمان که نقطه ی سر به سر را رد کنیم، آنگاه فصل برداشت زندگی ما شروع خواهد شد. آن زمان اگرچه شاید همچنان درگیر کاشت ها و داشت های دیگر باشیم، اما جریان سودآوری و ارزش آفرینی (مالی و غیرمالی) زندگی ما شروع شده است. آن گاه است که دیگران به احترام ما ایستاده و ما نیز غرق داشته های این-جهانی خواهیم بود.

۱۲۵۶۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *