برای خود (۰۵۳-۰۱۱)

ما هر آنچه می کنیم، برای خود می کنیم حتی آن کارهایی که ادعا داریم برای دیگران انجام داده ایم. صدالبته که خیر کارهای خودخواهانه ی ما می تواند که در میان مدت و یا بلندمدت به دیگران نیز رسیده و آنان نیز بهره مند شوند اما همانطور که در بالا گفتم ذینفع اول و آخر اقدامات ما خودِ ما هستیم ولاغیر.

پیش می آید که در جریان زندگی مورد بیرحمی سایرین واقع شده و آنانی که در حقشان (بزعم خودمان) اقدامی کرده ایم، همان هایی از آب در می آیند که نمک خورده و نمکدان بشکنند. در این مواقع قلب آدمی به درد می آید. اما خُب که چه؟ مگر نه اینکه اگر به گذشته بازگردیم دوباره و دوباره خواهان نفع خود خواهیم بود؟ مگر نه اینکه نفع ما در کمک به سایرین نهفته است؟ مگر نه اینکه علم غیبی وجود ندارد و آینده ناقطعی است. مگر نه اینکه کف دست ما بویی نداشت؟!

در این دست موقعیت ها که همه ی ما کم و بیش آن را تجربه کرده ایم، لازم است که به خود نهیب زنیم که ما برای کسی اقدامی نکرده ایم، هرچه کرده ایم در راستای نفع غیرمستقیم خودمان بوده است. با این رویکرد تا حد بسیار زیادی می توان از احساس غبن و پشیمانی کاست. می توان قدرت گرفت و دانست که ما اینجاییم که رسالت خود-اندیشیده ی خویش را به سرانجام برسانیم. رسالت ما این است که برای بهبود اوضاع وجودی خود دست به کار شویم و کمک به دیگران (ولو آنانی که در آینده نمک نشناس می شوند) جزیی از این طرح بهبود بوده است.

من حتی می خواهم پا را فراتر از این گذاشته و ادعا کنم که کمک نکردن به سایرین عملا خیانت در حق خویشتن است. اگر ما حتی به دنبال غیرخواهی نیز نباشیم، خودخواهی ما برای کمک کردن به دیگران لازم و کافی است، صدالبته آن قِسم از خودخواهی که مثل خودخواهی درختان میوه به کار همگان خواهد آمد.

۱۲۵۶۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *