پیرمرد رفتگر (۰۵۱-۰۱۱)

در ردیف کافه های کنار خیابان و اغذیه فروشی های رنگ و وارنگ که شب هنگام اتومبیل ها پارک کرده و افراد مشغول انتخاب خوراکی ها از مِنوها می شوند، شاهد بودم که پیرمردی رفتگر با جدیتی تمام در حال تمیز کردن خیابان بود. نخست به این فکر کردم که چرا یک پیرمرد در این سن و سال لازم است که برای اداره ی معاشش به چنین کار سنگین و طافت فرسایی مشغول باشد و دوم اینکه اکنون بخواهد این چنین برای گرفتن زحمتیانه خود را در مقابل دیگران خوار و خفیف کند.

پیرمرد بینوا بمجرد اینکه می دید ماشین جدیدی از راه رسیده و هم اکنون است که سرنشینان خودرو پیاده شوند، خود را به حوالی آنان رسانده و باسرعت و دقت مشغول جارو کردن آن اطراف و اکناف می شد تا توجه ایشان را جلب کرده (و یا شاید بهتر باشد که بگویم دل ایشان را به رحم آورد) و مقداری نیز اعانه از ایشان بستاند. متاسفانه هیچ کس هم توجه ویژه ای به او نمی کرد. از جایی به بعد پیرمرد مشخصا به آنها «خسته نباشید» می گفت که البته درستش این بود که آن افراد این جمله را به او بگویند.

او هرچقدر تلاش کرد که توجه دیگران را جلب کرده و پولی بگیرد، توفیقی نصیبش نشد. سرآخر که من منتظر یکی از دوستان بوده و او (پیرمرد) را از دور تماشا می کردم، جلو رفته و مبلغ نه چندان زیادی کمک مالی به او کردم، او نیز با خوشحالی تمام پول را گرفت و محیط را ترک کرد.

نتیجه گیری اینکه قطعا هیچ یک از مشتریان کافه ها و اغذیه فروشی ها قانونا این وظیفه را ندارند که به یک رفتگر (ولو زحمتکش) بشکل مالی کمک کنند اما وظیفه ی انسانی ما چه می شود؟ اگر قرار بر خوش گذشتن باشد، کمک به یک همنوع نیازمند که لذت بسیار بالاتری از خوردن آش، حلیم و بستنی دارد. لطفا در کنار طعم شیرین خوراکی های خامه دار و ژله ای، حواسمان به شیرینی این قِسم اقدامات نیز باشد…

۱۲۵۶۲

یک دیدگاه برای “پیرمرد رفتگر (۰۵۱-۰۱۱)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *