اگر الان نه، پس کِی (۰۴۱-۰۱۱)

«اگر الان نه، پس کِی؟» رویه ای است که برای داشتن یک زندگی اخلاقی تر و در نتیجه ی آن شادتر آن را اقتباس کرده ام. در خیلی از مواقع پیش می آید که فرصت شاد بودن و یا اصلاح خصلت نادرستی از خود را پیدا کنیم، اما آن را به آینده موکول می کنیم، آینده ای که بنا بر ملاحظات کمالگرایانه مان اوضاع مان از اکنون بهتر بوده و همه چیز از همین اکنون، بهتر و رنگی تر است.

قدرت این قِسم از کمالگرایی ها زیاد است. آدمی براحتی نقد را رها کرده و نسیه را می چسبد و از سر این چسبندگی مرضی، حال خود را یتیم و قربانی باقی می گذارد. اما رویه ای که در بالا بدآن اشاره کردم، آمده است که به این جریان گجسته ی ذهنی – روانی خاتمه دهد. هرگاه احساس می کنم که در حال قربانی کردن حال خود به نفع آینده ای مجهول هستم، به خود با صدای رسا نهیب می زنم «اگر الان نه، پس کِی؟».

انسان مستحق خوشبختی است. ما هرگز و هرگز نباید و نشاید که خود را از خوشبخت زیستن محروم کنیم. ما همچون اسفنجی تشنه لازم است که تمامی قطرات (ولو اندک) خوشبختی را از محیط پیرامون خود جذب کنیم و اگر به امید آینده بنشینیم، شاید در آن زمان قطراتی در گِرد ما فراهم نباشند، شاید هم اصلا اسفنجی در کار نباشد. یکی از رویکردهای حکمت آمیزانه، خردمندانه و در کل فلسفی – کاربردی به زندگی بشر این است که قبول کنیم زندگی همین لحظه است ولاغیر.

زندگی همین امروز ماست. اگر امروز را درست زندگی نکنیم، انگار که کل زندگی را به بطالت کشانده ایم. اگر اکنون را با درد، رنج و غم سر کنیم؛ انگار که کل زندگی را در مسلخ دردها، رنج ها و غم ها فدا کرده ایم. زندگی همین الان است و اگر الان نیست، پس کِی است؟ زیرا که ما همواره در حالِ الانِ خود هستیم. یک کلام اینکه، اگر اکنون نخواهیم که خوشی، آرامش و شادی را انتخاب کنیم، حق انتخاب دیگری در هیچ زمان دیگری نخواهیم داشت.

۱۲۵۴۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *