اَنویزیبیلیته (ناپیدایی) (۰۳۸-۰۱۱)

انسان موجودی ذاتا اجتماعی است. ما در اجتماع به دنیا آمده، رشد کرده و به تعالی می رسیم. اکثر آنچه که کامیابی های بشری نامیده می شوند، کامیابی هایی هستند که یک پایه ی مهم آن ها اجتماع است، یعنی کامیابی هایی که چونان خدماتی در حق سایر انسان ها تلقی می شوند. بدون دیگران ما چندان بهره مند از خصلت تعالی نخواهیم بود. تعالی آن چیزی است که خود را در حق اجتماع نشان می دهد.

از همین روست که انسان به دنبال دیده شدن در جامعه است. ما مایل هستیم که در جامعه عرض اندام کرده و از سر این تمایل ذاتی، غریزی و فطری مان تکریم شده و به صعود در طبقات تعالی نایل آئیم. در خلال این روند ما در ابتدا چیزهایی از جامعه ستانده، سپس به آن ها چیزهای دیگری افزوده و نهایتا دوباره آن را به جامعه بر می گردانیم و این چرخه استمرار یافته و در خلال استمرارش وسعت بیشتری پیدا می کند.

اما آنکس که بسیار مستعد تعالی است و برای این امر مساعی بسیاری به خرج می دهد لازم است که در دوره هایی ناپیدا و نامریی شده و در غیبت اجازه دهد داده هایی که از جامعه و در طول مسیر تعالی اش به دست آورده، به خورد جانش روند. در این دوره های ناپیدایی (نامریی بودگی / غایب بودگی)، او این امکان را خواهد داشت که خود را یافته، شناخته و از سر آن خود را به نیکویی بسازد تا نهایتا آنچه را که برای عرضه دارد، چیزی فاخر و سطح عالی بماند.

ناپیدا شدن ارزش دیگری نیز در بر دارد و آن اینکه دیگران دلتنگ تو شده و قدر پیدایی ات را بیشتر خواهند دانست و در این برهه ها آنانی که از تو سراغ می گیرند، همانا دوستان و مخاطبین واقعی تو هستند. پس لازم است که تک تک ما دیر یا زود از جمع دوستان و اطرافیان غایب شده و ناپیدایی مان را رقم بزنیم تا بفهمیم که خود و دیگران حقیقتا کیستیم و کیستند.

۱۲۵۴۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *