روان زنی (۰۳۴-۰۱۱)

مطمئنا برای عده ی زیادی از مردم عادت خودزنی یک رویدا عقلا و تجربی، غیرقابل دفاع است. تقریبا همه می دانیم که صیانت از جسم یک باید غریزی – وجدانی بوده و خلاف آن به هیچ نحوی از انحاء قابل پذیرش نیست، اما پس چرا عادت روان زنی تا بدین حد رایج است؟ آدمی به غلط روان را مسئله ای بی اهمیت تر از جسم انگاشته و در نتیجه ی این پندار غلط چندان به روان خود اهمیت نمی دهد.

بطور مثال همه جا براحتی می توان به باشگاه های پرورش اندام دسترسی داشت اما اصلا چرا باشگاهی به اسم باشگاه پرورش روان وجود ندارد؟ بشکل سالانه افراد زیادی خود را درگیر جراحی های زیبایی ظاهری خود می کنند اما درصد کمی از ایشان به زیبایی روان خود اهمیت می دهند و…

این مثال ها به نیکی نشان می دهند که گویا انسان توجه چندانی به وضعیت زیبایی و سلامت روان خود ندارد و با عنایت به این رویکردهای اشتباه است که ما خودزنی را تقبیح کرده اما بدون توجه به روانمان به بدترین شکل ممکن درگیر روان زنی های گاه و بیگاه هستیم:

اینکه نزد خود با ادبیات ناخوشایندی با خویشتن صحبت می کنیم، اینکه به خود اهمیت و ارزش نداده و به بهانه هایی واهی همچون ایثار در حق عزیزان، حق و حقوق خود را نادیده می انگاریم، اینکه دروغ گفته و یا خشم و نفرت های افراطی در حق چیزها و یا کسان بروز می دهیم؛ این ها همگی از مصادیق روان زنی های مرسوم هستند؛ عاداتی که بموجبش روان ما در زیر تازیانه های ارادی و یا غیرارادی مان دچار پیکری چاک چاک شده و به فلاکت می افتد.

اما دیگر وقت آن رسیده که همگی برای موجودیت چیزی به اسم روان در نهاد خود ارزش واقعی قایل شویم زیرا که این موجودیت واقعی است. روان واقعیت دارد و صرفا نامی بر چیزی خیالی نیست، پس با روان خود مهربانانه تا کنیم.

۱۲۵۴۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *