اخلاق ورزشی (۰۳۳-۰۱۱)

در یکی از جلسات درس گفتارهای حوزه ی اخلاق، یکی از حاضرین از من پرسید که منظور از عبارت اخلاق ورزشی چیست؟ در آن جلسه من به او گفتم که این عبارت ربط چندانی به حوزه ی اخلاق نداشته و بیشتر یک عبارت عامیانه در وصف نوعی رویکردهای رفتاری مردمان است. اما در اینجا قصد دارم که با ذکر یک مقایسه این تعریف را کامل کنم.

چندین سال قبل یکی از دوستان من که پژوهشگر جامعه شناسی، بسیار درس خوانده و ممتاز بود، قصد کرد که برای اصلاح اندام بسیار بدفُرم خود به باشگاه ورزشی (رشته ی بدنسازی) برود. او در یکی از باشگاه های خوب ثبت نام کرد و برای جلسه ی نخست چون خجالت می کشید که تنها برود، من را نیز با خود بُرد که اگر کسی به خاطر اندامش مسخره اش کرد، من جوابگوی بدگویی ها باشم.

در آنجا افرادی حضور داشتند با اندام هایی بسیار چشمگیر و تراشیده که دوست من بمجرد مواجهه با آنان اعتماد بنفس خود را از دست داد و می ترسید که به سخریه گرفته شود اما برخلاف انتظار وی (و حتی من) نه تنها کسی او را دست نیانداخت بلکه همگان تلاش می کردند که او را راهنمایی کرده و ضمن امید دادن به او، وی را به ادامه ی راه ترغیب کنند و حالا او سالهاست که ورزش می کند.

اما بشنوید ماجرایی دیگر را. من عضو یک تیم تحقیقاتی از محققین رتبه یک بودم و قرار بود که یکی از بستگان اعضا در چند جلسه از بابت یک سری اقدامات یدی در کنار تیم باشد. فرد مزبور پسر جوان بیست و چند ساله ی ورزشکاری بود که تحصیلات عالیه نداشت.

کاملا به یاد دارم که چگونه اعضای تیم به او از بالا به پایین نگاه کرده و حرف هایش را جدی نگرفته و جوری با وی تا می کردند که اعتماد بنفس خود برای حرف زدن و ابراز وجود را از کف بدهد و سرآخر نیز بعد از دو جلسه تحقیر غیرمستقیم (علیرغم دستمزد خوب) دیگر در برنامه حاضر نشد و ما نیز با کلی مشکل برای جایگزینی وی مواجه شدیم.

بطور خلاصه آنچه که وصفش رفت «اخلاق ورزشی» نامیده می شود، اخلاقی که در سایر رشته ها مفقودالاثر است.

۱۲۵۴۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *