سیر حکمت در اروپای فروغی (۰۳۱-۰۱۱)

محمدعلی فروغی در کتاب مشهور سیر حکمت در اروپا جزء نخستین افرادی است که محققین ایرانی را با چهره های جدید فلسفه در جهان آشنا می کند. این کتاب مشتمل بر دو بخش (جلد) است. در بخش نخست، او از چهره های فلسفی یونان باستان آغاز نموده و تا دکارت فیلسوف فرانسوی و کتاب مهمش یعنی کتاب «گفتار در روش» کار را استمرار می دهد و ترجمه ی این کتاب را از فرانسوی خود انجام داده و گویا علت غایی برای نوشتن همین کتاب (سیر حکمت در اروپا) ترجمه ی گفتار در روش بوده است.

بطور کلی می توان گفت که فروغی دکمه ای را پیدا کرده (گفتار در روش) و نهایتا کُتی (سیر حکمت) را برای آن دوخته است.

در قسمت های پایانی کتاب (بخش دوم سیر حکمت) فروغی از روی کتاب ها و منابع عمدتا فرانسوی به معرفی چهره های نوظهور فلسفه در جهان پرداخته و هر یک از فلاسفه ی دوران جدید و معاصر را بشکل خلاصه ای توصیف می کند و یکی از بدترین توصیف ها و خوانش هایی که ارایه می دهد نقد فیلسوف آلمانی فریدریش نیچه است.

او که نیچه را درست فهم نکرده و بی شک حتی کارهای وی را نیز نخوانده است، با استناد بر مطالب دست چندم در باب این متفکر مهم، ادعاهایی کرده که سرتاسر خطاست و من قصد ندارم که این ادعاها را در اینجا مطرح کنم.

اما هدف، اشاره به این مطلب است که بدون دسترسی به منابع دست اول، اکثر برداشت های ما در باب افراد و کارهایشان برداشت هایی آلوده به برداشت ها و جهت گیری های دیگران بوده و این مسئله در سیر حکمت (بخش دوم و انتهایی) به خوبی نمایان است، علاوه بر اینکه فروغی شتابی سرسام آور در جمع بندی کار داشته و کار «نرسیده و کال» به پایان می رسد.

البته ناگفته نماند که کتاب دو جین اصطلاح مناسب فارسی برای واژگان غیرفارسی (عربی و فرنگی) تخصصی فلسفه ارایه می دهد که در نوع خود بی نظیر هستند.

۱۲۵۳۸

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *