معجزات زندگی من (۰۲۴-۰۱۱)

تا بدین جای کار در زندگی من به تعداد دو جین معجزاب عجیب و غریب رخ داده است. رویدادهایی که هرگز با عقل و تجربه ی بشری قابل تبیین نیستند و بنا بر ملاحظاتی که دارم این امکان وجود ندارد که آن ها را تعریف کنم. این معجزات در زندگی تک تک ما انسان ها رقم خورده و این تنها هوش، ظرافت و نکته سنجی ماست که بخواهیم آن ها را دریافته و چونان منابع الهام دایمی در زندگی خود مدنظر قرار دهیم.

معجزاتی که در زندگی من روی داده اند همچون طنابی اند که مرا به زندگی وصل می کنند. هر زمان که زندگی حوصله ی مرا به سر برده و این خطر وجود دارد که بخواهم عزلت پیشه کرده و از تحقق رویاهام دست بکشم، آنگاه تفکر به این رویدادها به نیروی دستگیر من و پیش بران برای من مبدل می شود.

این معجزات نشانه هایی اند از اینکه در جهان پدیده هایی «یک-باره» وجود دارند که نمی توان آن ها را موضوع مطالعات علمی قرار داد، اما از آنجاییکه این رویدادها آنچنان نادر و بی سابقه اند که لازم است (برای جلوگیری از عدم سوء استفاده از آن ها) در بابشان همیشه سکوت کنیم. حوزه ی تحقیق این رویدادها ساحت معنویات زندگی و زیست-جهان انسانی است.

سکوت در باب معنویات یک «باید» است، آنچه را که بتوان در رابطه اش صحبت کرد، لازم است که بتوان در چارچوب عقل و تجربه ی بشری (دانش) اثبات نمود و مسایل معنوی (مسایلی بسیار بسیار نادر در زیست-جهان آدمی) تن به روش علمی نمی دهند، از این رو صحبت در پیرامون آن ها کاری نه تنها عبث، بل آسیب زننده است و این آسیب از آن جهت است که با عدم ارایه ی هرگونه نظریه ی تکرارپذیر و آزمون پذیر راجع به آنها، آنها را چونان قصه هایی دروغین جلوه گر می سازیم زیرا تنها آن چیزی معنوی است که در یک رویکرد کل نگرانه «تکرار ناشدنی و آزمون ناشدنی» باشد.

۱۲۵۳۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *