تنوع (۰۱۶-۰۱۱)

تنوع با معنی عام آن برای همگان مفهومی آشنا و جاافتاده است، از این رو در اینجا وقت خود را به توضیح آن اختصاص نخواهم داد. تنوع نقش بسیار مهمی در مسئله ی سلامت روان ایفا می کند. بدون تنوع جریان زندگی به جریانی کسالت بار مبدل شده و از سر این تبدیل آسیب های جدی به رواندرستی فرد وارد خواهد آمد.

یکی از مهمترین این آسیب ها مسئله ی اختلالات حافظه ی فرد است. زندگی بدون تنوع بدترین دشمن حافظه ی انسان است. آنکس که مداوما با چیزها و جریان های تکراری مواجه می شود، حافظه ی کوتاه مدت و بلندمدت مختلی خواهد داشت زیرا که جریان حاکم بر مجموعه ی ذهن – روان ما جریانی است که در آن مقایسه های فراوانی بین چیزهای متضاد و مغایر در جریان است و اگر تضاد و تغییری حواس ما را محل اثر خود قرار ندهند، این حواس حساسیت خود را از دست داده و در نتیجه ی آن فرد دچار حالاتی از گمگشتی در فضا و زمان خواهد شد.

علاوه بر افت جدی حافظه در زندگی های عاری از تنوع، نیم دو جین احساس ناخوشایند را می توان به عدم تنوع و ملال حاصل از آن نسبت داد: کسالت، دلمردگی، دلزدگی، بی حوصلگی، غم و حتی ترس محصول یک زندگی عاری از تنوع هستند.

روان ما شبیه به سیستم های LIFO کار می کند و این یعنی اینکه آخرین ورودی ها خوراک نخستین خروجی ها قرار می گیرند و فرد بدین ترتیب هر آنچه را که اخیرا تجربه نموده، ابتدا بیرون می ریزد و برای آنکس که از عدم تنوع جریان های زندگی رنج می برد، خروجی ها همیشه به یک شکل هستند و چنین فردی بیش از هر کس دیگری در خطر ابتلاء به افسردگی قرار دارد زیرا که همواره درگیر تماشای چیزهایی تکراری و بدون رنگ و رو خاص است.

خوردن بهترین خوراک، اما تکراری در هفت روز هفته کافی است تا آن را برای ما به بدترین خوراک جهان مبدل سازد.

۱۲۵۲۳

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *