علم در تقابل با علمی – تخیلی (۰۰۶-۰۱۱)

متاسفانه عده ای که از قوای تخیل نسبتا خوبی برخوردار هستند، معمولا علم و مسایل علمی – تخیلی را با هم خلط می کنند. آنان در اثر حضور واژه ی مشترک «علم» گمان می برند که هرآنچه به فکرشان خطور کرد و تا حدودی به ایده های علمی شبیه بود، پس آن فکر بنوعی علم است. اما خطاب به این عزیزان لازم به ذکر است که وادی سایِنس (علم)، وادی سایِنس-فیکشِن (علمی – تخیلی) نیست.

ما در وادی دانش (بویژه شق علمی) بسیار باریک بین، سنگ دل و دقیق هستیم. شاید بقول آلبرت آینشتاین تخیل برتر از دانش باشد، اما مادامیکه لباس روش علمی به خود نپوشد، پشیزی نمی ارزد. عده ای فقط تخیل می کنند اما در باب آن ها ملاحظات روش شناختی و متدیک ندارند و سرآخر نیز به بدشکلی به هپروت جاده خاکی می زنند.

اگرچه علم نهایتا قرار است که تمامی محتوی تخیل بشری را به واقعیت مبدل سازد، اما طی این مسیر یک حرکت از پایین به بالاست و این یعنی اینکه ما لازم است که تمامی آنچه را که می بایست آورده شود تا با چیدنشان بر روی یکدیگر پلکان ترقی بشر بنا شود، در ابتدا فراهم آوریم. اینگونه نیست که طی طریق در پلکان ترقی بشر از پله ی هزارم صورت بگیرد مادامیکه هنوز از ابتدا ما به پله ی صد نیز نرسیده ایم.

اگرچه لازم نمی دانم که این تمثیل را بیش از این بسط دهم اما بطور کلی روش علمی چیزی است که مصالح آورده شده بمدد تخیل را در کنار یکدیگر سوار کرده، به آن نقشه داده و آن را استحکام می بخشد. بدون روش علمی و ملاحظات آن، تخیل کردن صرف همان چیزی است که قصه ی علمی – تخیلی نامیده می شود و این قصه ها معمولا (برخلاف علم) به محافل علمی عرضه نشده و مستقیما به خورد توده ها در جوامع داده می شوند. قصه های علمی – تخیلی شاید روزی جزء بدنه ی علم شوند، اما تا آن موقع بهتر است که حواسمان فقط جمع علم زمانه باشد…

۱۲۵۱۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *