کاهش تعصب در دوره های بی ثباتی اقتصادی (۰۰۴-۰۱۱)

اگرچه بطور عرفی صاحبنظران بر این باور هستند که ثبات اقتصادی سبب می شود که توده ها به دنبال آزادی های اجتماعی بیشتر باشند و از سر آزادی های اجتماعی در میات مدت به دنبال آزادی های سیاسی نیز روند، اما من در اینجا قصد دارم نشان دهم که علاوه بر گزاره ی فوق، مواردی نیز وجود دارد که عدم ثبات اقتصادی سبب می شود که توده ها در برابر جریان های جدید آزادی های اجتماعی و سبک های زندگی گونه گون مقاومت کمتری نشان دهند.

در حال حاضر کشور ما در یکی از بغرنج ترین دوره های اقتصادی خود قرار دارد. تورم بیداد کرده و این احتمال وجود دارد که به قعر جدول جهانی ارزش پول ملی سقوط کنیم. هم اکنون که ثبات اقتصادی وجود نداشته و مردم در تنگنا هستند (جوریکه این تنگنا سبب شده که ایشان تمرکز خود را بر فقیر نشدن بگذارند)، آنگاه حساسیت شان نسبت به جنبش های نوین اجتماعی کمتر شده است.

بطور مثال در زمان ثبات اقتصادی هنگامیکه من با گروه هایی از مردم در باب سبک های نوین زندگی* صحبت می کردم، پذیرش منطقی این مسئله در ایشان کمتر به چشم می رسید زیرا که ثبات اقتصادی این شرایط را فراهم می کرد که آن ها وقت داشته باشند که بخواهند با چیزی مخالفت کنند. ثبات اقتصادی این اجازه را می داد که بخواهند بیش از همیشه در بر عرف ها تکیه کرده و بر روش های همیشگی شان تاکید کنند. از نگاه ایشان (در آن بازه ها) همین رویکردها بهتر است زیرا که در عمل جواب داده اند.

اما در وضعیت بی ثباتی کنونی، مقاومت در مقابل سبک های جدید زندگی (و بطور کلی ترقی های اجتماعی) کمتر شده است زیرا آنان به دنبال تغییر بوده و می بینند که رویکردهای جاری از کفایت لازم برخوردار نبوده و احتمالا راه نجات در پذیرش هر چیزی در شکل و شمایل جدید و بهتر است. پس نتیجه گیری کلی این است که بی ثباتی های اقتصادی می توانند به کاهش تعصب فرهنگی در اعضای جامعه بیانجامد.

*) مثالِ متن اصلی حذف شده و در اینجا به کلیت مسئله بسنده شد.

۱۲۵۱۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *