بازه مهم است و نه راس (۲۸۴-۰۱۰)

پیشتر در نوشتارهای گوناگونی اشاره کرده بودم که در بحث برنامه ریزی بهتر است که برای بازه ها برنامه ریزی کنیم و نه برای راس ها. مثلا برای خواب شبانه ی خود، اگر مایل هستیم که بمدت حداقل ۸ ساعت بخوابیم، این تولرانس و اجازه را به خود بدهیم که در بازه ی یازده شب لغایت یک بامداد به بستر رفته و صبح هنگام نیز در بازه ی بین هفت تا نه صبح از خواب برخیزیم. این نگرش بسیار صحیح تر از آن است که مثلا با خود بگوئیم «من هر شب راس ساعت ۱۱ به بستر رفته و راس ساعت ۷ صبح از خواب بلند می شوم».

این راس باوری عملا از انعطاف برنامه ها و رویه های ما کاسته و به همان میزان بر استرس و حالات ناخوشایند ما می افزاید. از این رو من شخصا رویه ای دارم که آن را «بازه مهم است و نه راس» نامگذاری کرده ام. این رویه به من کمک می کند که از برنامه ریزی های افراطی راس محورانه جلوگیری کنم، برنامه ریزی هایی که معمولا نیز بعلت ذات آشوبناک جهان تحقق نیافته و ما را مستاصل و درمانده باقی می گذارند.

در آراء متافیزیکی خود نیز به این مسئله اشاره کرده بودم که خط ها (بازه ها) موجودیتی حقیقی داشته و نقطه ها (راس ها) عملا موجودیت هایی نسبتا موهومی هستند که این رویکرد منتهی به انعطاف پذیری نه تنها در باب برنامه ریزی بل حتی در رابطه با کمالگرایی های مرتبط با اَعمال نیز می شود.

با عنایت به تمامی موارد فوق این رویکردِ خط باورانه و بازه محوری در عمل بسیار بسیار با ذات جهان همنواتر بوده و آنکس که بدین رویکرد و رویه مجهز شود، بشکل صحیح تری قادر است که برنامه های خود در بستره ی زندگی را عملی ساخته و از نتیجه ی سازگاری و انطباق با ذات جهان بهترین بهره ها را ببرد.

۱۲۵۰۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *