سرگذشت عجیب همه ی ما (۱۶۵-۰۰۳)

وقتی بعد از کلی دوندگی، جوراب های خود را بالا می کشی، حالَت بهتر می شود، خستگی ات در می رود، اصلا انگار دوباره از مادر زاده می شوی. برای انسان پرسشگر، شاید علت این مسئله اهمیت داشته باشد، اما فارغ از هر گونه علتی؛ تنها چیزی که اهمیت دارد، خودِ همین مسئله است؛ اینکه احساس بهتری به تو دست می دهد.

در فیلم سینمایی “سرگذشت عجیب اِمیلی”، شاهد این هستیم که آدم ها از انجام کارهایی بسیار بسیار ساده لذت می برند، مثلا کسی دوست دارد که دست خود را در گونی پر از برنج فرو برده و خنکای آن را تا آرنجِ خود احساس کند. همه ی ما گویی از این لذت های بسیار ساده داریم… لذت هایی که اگرچه در ظاهر غیرمنطقی به نظر می رسند اما فارغ از هر گونه دلیلی، واقعی اند.

کسی دوست دارد موهای خود را دور انگشت خود لول کرده و سپس تَلِ مو ایجاد شده را زیر دندان های خود فشار دهد، کس دیگری هم پیدا می شود که دلش می خواهد هرزچندگاهی قولنج گردن خود را شکسته و احساس سبکی کند. این رفتارهای خوشآیند گویا بشکل روانی تخلیه کننده ی بسیاری از فشارهای روانی نامرتبط و گنگ ما هستند. زندگی می تواند پر از این سوپاپ های اطمینان باشد. سوپاپ هایی که ما را تخلیه می کنند، دقیقا قبل از آنکه از سر فشار تجمیع شده در نهادمان بترکیم.

متاسفانه برخی افراد از بیان این مسائل و اشاره به سوپاپ های این چنینیِ خود احساس خجالت می کنند. احتمالا بیشتر ما گمان می کنیم که این موضوعات بشکل منطقی قابل دفاع کردن نبوده و صحبت پیرامونشان خط بطلانی بر سلامت روانی ماست ولی این پندار از اساس اشتباه است.

جالب است بدانیم هنگامیکه پیروان مذاهب موجود در حال انجام آیین های عقیدتی شان هستند، به همین میزان در نزد سایرین ناآشنا عجیب به نظر می آیند، پس چرا ما از انجام کارهایی که قرار است تخلیه مان کنند بشکل بی موردی خجل می شویم؟!

5 دیدگاه برای “سرگذشت عجیب همه ی ما (۱۶۵-۰۰۳)

    1. درست است… نام کامل و تلفظ صحیح تر آن به فرانسوی: “سرنوشت شگفت‌انگیز اَمِلی پولَن (۲۰۰۱)”

  1. بازی فوق العاده ی آدری تاوتو توی این فیلم همیشه توی ذهن من هست، به یکی از فیلم های مورد علاقه ی من اشاره کردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *