کمک کنیم (۲۷۹-۰۱۰)

کمک به سایرین، کمک به خویشتن است. این را از آن جهت نمی گویم که مثلا در حین کمک به دیگران دچار شادی و بهجت اندرونی شده و این پاداش ما تلقی می شود. نه! این رویکرد اگرچه رویکرد درست و لازمی است، اما رویکردی کافی نیست. من دقیقا به این نکته اشاره دارم که کمک به دیگران، کمک به خودمان نیز تلقی می شود.

بحث را با یک مثال از مسیر حرفه ای خود شروع می کنم. بعنوان یک محقق بخش زیادی از زمان من صرف نوشتن می شود. من شاید بیش از هر کس دیگری در خاورمیانه ی مدرن (از حیث تنوع موضوعات و کمیت نوشتارها) نویسندگی کرده باشم و این احتمالا بنظر رسد که برای حرفه ای شدن من کافی است. از این رو افراد بسیاری به سراغ من آمده و در رابطه با امر نویسندگی تخصصی پرسش و پاسخ می کنند.

این جُستارها معمولا به جایی ختم می شود که من مجبور شوم بخش هایی از نوشته های ایشان را اصلاح کرده و در راستای کمک به ایشان اقداماتی عملی را به انجام رسانم. اگر نوعی خودخواهی غیراخلاقی در نهاد من زبانه بکشد، آنگاه من از انجام این قِسم کمک ها (که با یک نگرش سطحی هیچگونه عایدی مشخصی برای من ندارند) شانه خالی خواهم کرد. اما انجام این کمک ها همواره سبب شده اند که من چیزهای بسیار زیادی (هم از حیث محتوا و هم از حیث فُرم) از همان افرادی بیآموزم که در مقام کمک کردن به ایشان قرار داشته ام.

من واقعا بخش زیادی از دانش و مهارت خود را (چه در نویسندگی و چه در تحقیق) مدیون آنانی هستم که از من کمک خواسته اند و این خیلی عجیب است. از این رو من مطمئنم که این پدیده خود را در سایر کمک ها نیز مستتر دارد و قطعا کمک کردن به دیگران «معلم» ماست.

۱۲۴۹۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *