فقدان تاریخ علمی (۱۶۳-۰۰۳)

بعضا مشاهده کرده ام که افراد در ارایه ی نقدهای تاریخی، رهِ نقالیِ صرف پیشه کرده و در اندک زمانی در نزد مخاطب چونان یک قصه گو تنزل می کنند. این مسئله آفتی در حوزه ی تاریخ است.

وقتی پای وعظ این دست پژوهشگرنمایان می نشینیم، احساسی به ما دست می دهد که گویا فرد مزبور در تک تک لحظات واقعه ی تاریخی مزبور در محل واقعه حضورِ از-نزدیک داشته و شخصا وقایع را به چشم سر رویت نموده است. من شخصا در این دست موارد به نیکی پی می برم که فرد نقال، تخیل خلاق خود را به کار انداخته و در حال افزودن جزئیاتی به واقعه ی موردنظر است. این افراد با این اشتباه خود، قوت کلام خویش را از دست داده و مخاطب را در رابطه با صحت و سقم گفته های خود به خطا می اندازند.

تاریخ در این روزگار بیش از پیش در حال پیدا کردن یک جایگاه علمی بوده و تحقیقات گسترده ای که در زمینه ی متدلوژی این دست مطالعات انجام گرفته است، راه را بر روی هر گونه لفاظی غیرعلمی و مُحاکاتی بسته است. تاریخ صحن و ساحت تعریف حکایات نیست. آنانی که تاریخ را با قصه گویی و روایت نویسی خلط می کنند، بهتر است پژوهش تاریخی خود را به کناری نهاده و به وادی ادبیات داستانی قدم گذارند. تاریخ یک علم است، یک علم جدی با روش های پژوهشی مختص به خود! اینکه ما تاریخ را به قصه سُرایی محض فرو کاهیده و سعی نمائیم که با یک مشت خاطره و داستانک، روند سرگذشت وقایع بشری را حل و فصل کنیم، تماما بر سبیل خطا بوده ایم.

هر گفتمانی ادبیات مختص خود را دارد. گفتمان تاریخِ دانش بنیان نیز از این اصل مستثنی نیست، پس چطور عده ای سطحی نگر به خود اجازه می دهند که با مبتذل ترین ادبیاتِ شخصی خود در رابطه با تاریخ گفته و یا بنویسند؟! یکی از این دست نقلان نقل می کرد: “هیتلر ناگهان بلند شد و گفت: چند روزی بود که به مسئله ی حمله به شوروی فکر می کردم. بالاخره در خواب به من الهام شد. حالا قصد دارم که به شوروی حمله کنم!” و من در حال شنیدن ماجرا لحظاتی گمان کردم که واقعه ی مزبور بخشی از رُمان های جنایی آگاتا کریستی است!

یک دیدگاه برای “فقدان تاریخ علمی (۱۶۳-۰۰۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *