معجزه ی کمک (۲۷۷-۰۱۰)

معجزه ی زندگی یکدیگر باشیم. گول ظاهر بعضا شاد دیگران را نخوریم. هر انسانی عمیقا به درک و توجه سایر انسان ها نیاز دارد. ما اگر افلاطون هم باشیم یعنی این دانش و مهارت را داشته باشیم که آسیب های زندگی و سختی های مرتبط با آن را بشکل کاملا موشکافانه مورد واکاوی قرار دهیم، باز اگر در جمعی از انسان ها قرار بگیریم که درگیر رقابت های ناسالم با یکدیگر بوده و یا اصلا همان خودِ خودِ انسان واقعی با تمامی کم و کاستی هایش باشند، دچار به هم ریختگی خواهیم شد.

پس تمامی انسان ها ولو آنانی که بسیار دانا و قدرتمند به نظر می رسند در اثر زیستن در محیط اجتماعی دچار سرخوردگی ها، غم ها، رنج ها، دردها و چیزهای ناخوشایند دیگری هستند و همین کافی است که بدانیم «همه ی ما به کمکِ همه ی ما نیازمندیم». با درک این نکته آنگاه در مقامی قرار خواهیم گرفت که بخواهیم متناسب با توانمندی هایمان به دیگران کمک رسان باشیم.

گاهی پیش می آید که دیگران به سراغ ما آمده و درخواست کمک می کنند، گاهی نیز بدون اینکه کسی کمکی از ما بخواهد، ما با عنایت به تمام آنچه که در بالا گفتم، خودمان دردشان را فهمیده، پیش قدم شده و به ایشان کمک رسانی می کنیم. حالا این کمک هرچه که می خواهد باشد: از نثار یک لبخند تا رفع گره ی مالی یک هموطن نیازمند.

کمکی که دیگران از ما درخواستش را نداشته باشند، اگر عملی شود و از جانب ما عرضه شود، در نظر مخاطبِ نیازمندِ یاری نوعی معجزه قلمداد می شود. کمکِ نطلبیده برای آنان معجزه ی زندگی شان است. پس دست به کار شویم. در بالا گفتم. بیائیم معجزه ی زندگی یکدیگر باشیم و به هم فارغ از طلب و درخواست، کمک رسانی کنیم.

۱۲۴۹۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *