حرف مُفت (۲۷۶-۰۱۰)

در سطح جامعه با افرادی مواجه می شویم که از مشکلات کوچک و بزرگی در زندگی خود رنج می برند. البته که ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و مایی که ایشان را انتقاد می کنیم، خودمان نیز با مشکلاتی در حال دست و پنجه نرم کردن هستیم. بکرات وقت هایی پیش می آید که در سطح روابط اجتماعی (بویژه در ارتباط با غریبه ها) مورد کم لطفی قرار گرفته و بتوسط ایشان قضاوت شده و یا مضروب بی احترامی های کلامی و رفتاری شان شویم.

بعنوان نمونه امروز در حال کار کردن با دستگاه ATM بعلت خرابی صفحه کلید، این مشکل برای من بوجود آمد که شماره های حساب مقصد را چندباری اشتباه بزنم و نهایتا از انجام کارم نیز باز بمانم. در آن لحظات دو نفری که پشت سر من در صف بودند، این اجازه را به خود دادند که به من راه و چاه نشان داده و حتی یکی شان پا را فراتر گذاشته و با لحن متوقعانه ای انتظار داشت که من پس از یک بار اشتباه، عرصه را خالی کرده و جایم را به نفر بعدی که او بود بدهم.

من (برخلاف دوران خامی) از هرگونه پاسخ دادن به آن نحویکه که بخواهم ایشان را با بدترین واکنش ها مواجه سازم خودداری کرده و در عوض نیم نگاهی زیرچشمی به یکی شان کردم که او نیز حق مطلب را گرفت. دقایقی بعد از این اقدام احساس دوگانه ای داشتم.

از یک طرف خوشحال بودم که آنقدر پخته شده ام که نخواهم دیگرانِ خاطی را به صلابه بکشم و از طرف دیگر ناراحت بودم که چرا همان نگاه چپ چپ را نیز با آنان رد و بدل کردم. هیچ رویکردی بیش از کر بودن در مقابل حرف مفت کارساز نیست. امتحان کنید…

۱۲۴۹۳

یک دیدگاه برای “حرف مُفت (۲۷۶-۰۱۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *