دستاورد این پایبندی (۲۷۴-۰۱۰)

وقتی که در زندگی در قالب جهان بینی جمعی و یا شخصی خودمان به یک سری اصول و رویه ها پایبند هستیم، همواره لازم است که بررسی کنیم تا ببینیم که دستاورد این پایبندی برای ما چه بوده و چه هست. جهان بینی ما زمانی یک جهان بینی سازگار با واقعیت و حقیقت زیست جهانمان تلقی می شود که عملا پایبندی به آن منتهی به رقم خوردن اتفاقاتی خوب در بستره ی زندگی ما شود. اگر این پایبندی دستاوردی در بهبود وضعیت هستی شناختی ما نداشته باشد، آنگاه لازم است که در جهان بینی خود تجدید نظر کنیم.

البته ذکر این نکته نیز الزامی است که در برخی مواقع ما گمان می کنیم که به ارزش ها، اصول و رویه هایی جهان بینانه پایبند هستیم. این تنها یک گمان است و ما هیچگونه پایبندی عملی به موارد ذکر شده نداریم و فقط به آن ها قایل هستیم و عاملیتی در کار نیست. قطعا این قسم مشکل در اینجا مدنظر من نیست.

آنچه که مدنظر من است همانا عامل بودگی حداکثری به جهان بینی مزبور است. ما عامل هستیم اما نتیجه و دستاوردی عاید ما نمی شود. در این دست مواقع لازم است که در همه چیز تجدید نظر کنیم و غایت این تجدید نظر چیزی جز غور کردن در رویه ها و اصولمان نخواهد بود (رویه کاوی).

زندگی تماما یک جریان پویا و دینامیک است. این پویایی می طلبد که بخواهیم بشکل دایمی رویه ها، اصول و ارزش های (از پایین به بالا و از بالا به پایین) خود را مورد بازنگری قرار داده و آن هایی را که در عمل منتهی به دستاورد ملموس نمی شوند، اصلاح کنیم. در این باره تکلیف رویه ها و اصول ناسازگار نیز که مشخص است. آن ها بدون فوت وقت لازم است که حذف دایمی شوند.

۱۲۴۹۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *