کمال از مسیر تفاوت های برحق (۲۷۱-۰۱۰)

ما قرار نیست که شبیه به دیگران باشیم. حقا که اصالت از آنِ واقعیتِ تک تک ماست. این نوعی نگرش مستبدانه است که جامعه می طلبد انسان ها را شبیه به یکدیگر سازد. ما گول این اقدامات جوامع انسانی را خورده و فردانیت اصیل و واقعی خویش را فدای خوشایندهای اجتماع می کنیم. این رویکرد از اساس غلط است.

برای شخص من که کمال از جنبه های بسیار مهم زندگی ام قلمداد می شود، رفتن به راهِ دیگران از اساس با سایق های کمالخواهانه ی من در تضاد است اما با این وجود هنگامیکه موارد را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار می دهم، نیک در می یابم که در بسیاری از موارد من نیز در حال تمکین کردن به خوشایندهای اکثریت جامعه هستم و این حقیقتا دردآور است.

شبیه به اکثریت دیگران بودن محصول یک زندگی بی خردانه است. ما انسان ها علیرغم شباهت های بی بدیلمان به همدیگر، تفاوت های ریز و درشت بسیاری با یکدیگر دارا هستیم. پس اگر من در یک جمع موضوعیت دارم، آنگاه اصالت و برجستگی من در گرو این تفاوت ها و انحصارهاست.

ما از جنبه ی تفاوت هایمان اصیل هستیم زیرا که شباهت ها ما را در هم حل می کنند. از منظر شباهت ها، به قول معروف: کپی برابر اصل. این عبارت برای تفاوت ها موضوعیت ندارد. من با استناد بر این مسئله اصالت را به واقعیت گونه گون انسان ها می دهم.

اصالت از آنِ واقعیت ماست و واقعیت اصیل ما همانا ترجمان تفاوت های برحق هستی شناختی مان است. من برای کمال و گام نهادن در مسیر آن، به تفاوت هایم با دیگران بیش از شباهت هایم با ایشان توجه خواهم داشت، پس کمال برای من یعنی شدنِ آن چیزی که همواره بوده ام…

۱۲۴۸۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *