قایل بودن و عامل بودن: دو روی سکه ی جهان بینی (۲۶۸-۰۱۰)

قایل بودن و عامل بودن به یک جهان بینی دو روی یک سکه هستند. این دو با یکدیگر رابطه ی مکملی داشته و هر دو به یک اندازه مهم اند. اگرچه این دو با یکدیگر رابطه ی دوسویه نداشته یعنی اینکه می توان به یک جهان بینی قایل بود اما عامل به آن نبود (اما برعکس آن همواره صادق است یعنی اینکه اگر به یک جهان بینی عامل هستیم، حتما و حتما به آن قایل نیز هستیم) اما بصِرف عامل بودن هم نباید نظرمان از قائلیت به آن پرت شود زیرا عامل بودن دایمی نیست (برخلاف روابط منطقی فوق الذکر).

اینکه کسی به یک جهان بینی ۲۴ ساعت در روز و ۷ روز در هفته عامل باشد، یک ایده آل دست نیافتنی است. انسان اولا و بالذات (و حتی ثانیا و بالعرض) موجودی آشوبناک است. اصلا همین آشوبناکی ذاتی ماست که ما را مُجاب به انتخاب جهان بینی می کند. جهان بینی قرار است که از آشوبناکی سیستم ما کاهیده و در راستای اخلاق انسانی به ما آدمیان قابلیت پیش بینی پذیری دهد.

با عنایت به این مسئله که در ساحت تجربه آشوبناکی ما هرگز و هرگز از بین نمی رود، پس لحظاتی پیش می آید که ما غیرقابل پیش بینی شده و تحت اثر آن، عاملیت ما به جهان بینی مان به اتمام می رسد (بویژه زمان هایی که بعلت غلیان احساسات و یا خستگی و غیره، اراده ی ما ضعیف شده باشد)، پس آن زمان چیزی که باقی می ماند قائلیت ماست که می بایست روی آن دوباره کار کرد تا این قایل بودن (وجه نظری جهان بینی) اراده ی ما را جنبانده و عاملیت به جهان بینی (وجه عملی آن) دوباره تحقق یابد.

۱۲۴۸۴

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *