اصرار بیش از حد (۲۴۷-۰۱۰)

این اصلا و ابدا دور از ذهن نیست که یک انسان شریف از سر خیراندیشی و در راستای کمک نمودن به سایرین در جهت نیل به اهدافشان، اصرار بیش از حد کند.

محض مثال یک نویسنده که خود توانسته در مسیر حرفه ای اش چندین کتاب چاپ کند و در سطح خود فرد معتبری شود، از سر شوقِ این کامیابی، مُصر شود که سایر دوستان مستعد خود را نیز به این وادی آورده و کمک کند که ایشان نیز به رویای خود برای موفقیت جامه ی عمل بپوشانند. او ممکن است که از سر انرژی به دست آورده در جریان کار حرفه ای خود به دیگران گیر داده و آن ها را تحت فشار کامیاب شدن قرار دهد.

{نکته: البته این دست عزیزان جزء نوادر محسوب می شوند زیرا عمده ی انسان ها از جهت حسادت های ذاتی شان بمجرد نیل به کامیابی دقیقا برعکس راه فوق را طی نموده و ضمن تلاش در راستای غامض نشان دادن فعل مربوطه از ارایه ی هرگونه کمک صریحی به دیگر داوطلبان نیز امتناع می ورزند.}.

در این دست مواقع، دوست خیراندیش ممکن است که بتوسط اطرافیان پس زده شود زیرا که کامیاب شدن علاوه بر دانایی نسبت به مسیر صحیحی که در آن می بایست گام نهاد به چیز مهم تری نیز وابسته است و آن چیز همانا تلاش و پشتکار اساسی است.

فرد خیراندیش هرچقدر هم که به دیگران راه و چاه نشان دهد، این نهایتا خودِ این افراد هستند که می بایست دست به کار شده و در مسیر گام بردارند و البته ممکن است که آن ها از نظر وجودی (فعلا) آماده ی این کار نباشند.

این اصرار بیش از حد فرد کامیاب در کامیاب نمودن دیگران ممکن است که منتهی به تحت فشار قرار دادن خود و سایرین شده و نتیجه ی بدی به دست دهد. پس لطفا برای کامیابی دیگران زیاده از حد اصرار نورزید.

۱۲۴۵۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *