زبان در خدمت رویداد (۲۴۶-۰۱۰)

زبان که زبان است اما این بسیار اهمیت دارد که همین زبان یگانه در راستای چه غایاتی باشد. بسیار شنیده ایم که زبان لازم است که در راستای غایات شریف به کار افتد، مثلا اینکه چیزی جز حقیقت نگوید و یا چِه و چِه. من در اینجا به دنبال این قِسم پندها و نصایح نیستم. هدف از این نوشتار اشاره به مسایلی است که زبان می تواند در خدمت آن ها قرار گیرد.

زبان می تواند در رابطه با یک پدیده ی مشخص هم در خدمت رویدادها باشد و هم در خدمت ایده ها و مفاهیم. افرادی که زبان خود را بشکل پسندیده ای به کار نیانداخته و در نتیجه ی آن تاثیرگذاری چندانی نیز بر مخاطب خود ندارند، در زمره ی افرادی هستند که زبان خود را بشکل حداکثری در اختیار رویدادها قرار می دهند. آن ها در اکثر مواقع در حال تعریف نمودن قصه ها و رویدادها هستند در صورتیکه می توانند جان مطلب را بشکل یک ایده و یا مفهوم مطرح سازند.

مثلا دوستی که از این مشکل بشکل حداکثری رنج می برد، برایم بمدت ۱۵ دقیقه در حال تعریف نمودن داستانی بود که ضمنش فلانی در اثر ترس توانایی راه رفتن خود را از دست داده است. من ۱۵ دقیقه ی تمام مجبور بودم که داستان های ایشان را تحمل کنم تا به ایده ی پس آن برسم در صورتیکه او می توانست این مسئله را چونان یک ایده ی علمی و یا مفهوم جدی مطرح سازد که مثلا تحت فشارهای روانی با فلان کیفیت و شدت و حدت، این امکان هست که کسی فلج شود.

رویدادها بطرز دردآوری در هم می پیچند و یک رویداد فصل آغازین رویداد دیگری شده و کلام از شفافیت و غایتش که همانا تاثیرگذاری است نزد مخاطبِ آگاه دور شده و به تباهی کشیده می شود. پس بجای رویدادها زبان خود را در خدمت ایده ها و مفاهیم قرار دهید.

۱۲۴۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *