عارف و دوستان (۱۳۰-۰۰۳)

یک عارف در جایگاه پاسخگویی به چگونه مسایلی است؟ به جزئیاتِ نااصیل مجموعه قصه هایی که خودش از نزد خود سر هم کرده است.

متاسفانه مشاهده کرده ام که برخی جویندگان حقیقت، پرسش های دانش محورانه ی خود را از افرادی می پرسند که نگاه عقیدتی به جهان داشته و فارغ از هر گونه دغدغه ی راست اندیشی علمی هستند. من همواره گفته ام که عُرفا در جایگاهی نیستند که بخواهند به پرسش های “فلسفی – علمی” پاسخگو باشند.

عرفان یک جهان بینی احساس محور است. عارف کسی است که چنین نگاهی به جهان را با محوریت احساس آدمی تدوین کرده و سپس از خلال آن به جهان می نگرد و در نگاه عرفانی، ما عمدتا نتیجه گیری هایی مبتنی بر پیش فرض های خود داشته و کمترین وقعی به خودِ واقعیت نخواهیم نهاد.

آنانی که به عرفا برای رسیدن به پاسخهای خود اطمینان می کنند، عملا چیزی از واقعیت دستگیرشان نخواهد شد، بلکه تنها از جزئیات نگاه شخصی عارف مطلع خواهند شد.

پیش آمده است که در جریان تاریخ تکامل دانش، پژوهشگران سختکوش نیز بنوعی درگیر احساسات خود شده و جهان را با مدل هایی انسان واره توصیف نموده اند، مثلا نیروی جاذبه چونان عشق ذرات به هم. هرچند ایشان هرگز قصد نداشتد که ما را با مدل های احساسی خود گمراه کند.

عارف برعکس اگرچه می داند که مدلش چیزی جز سلایق و خوشآیندهای شخصی اش در آن حوزه ی مربوطه نیست، اما همچنان تلاش می کند که آن را تصویری واقعی از دنیا جلوه دهد و متاسفانه مخاطبین ناآگاه نیز تنور دکان وی را گرم تر می کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *