کم و زیاد (۲۴۰-۰۱۰)

خیلی از یافته های علمی ما در سطوحی بنیادی مثلا فیزیک و شیمی قادر هستند که به ما درس هایی عمیق در باب مسایل انسانی دهند اگر و فقط اگر ما به آن سطحی از خرد و حکمت رسیده باشیم که بتوانیم تشابهات آن ها را با مسایل مرتبط با زندگی دریابیم.

یکی از یافته های علمی نشان می دهد که در حجم کمتری از ماده ی مشابه، دمای ثابت جنبش ملکولی بیشتری پدید می آورد. این گزاره چیزی بسیار بدیهی است.

اگر یک پارچ یک لیتری آب سرد یک درجه و یک لیوان صد سی سی از همان آب با دمای مشابه داشته باشیم، در یک اطاق با دمای مثلا ۲۵ درجه ی سانتی گراد، آب موجود درون لیوان ده برابر زودتر از آب پارچ به دمای تعادل با اطاق خواهد رسید (یعنی ۲۵ برابر گرم تر از قبل خواهد شد).

همین مسئله در رابطه با فساد یک پارچ شیر و یک لیوان شیر نیز صادق است. یک لیوان شیر (حجم کمتری از شیر) زودتر از یک پارچ شیر فاسد خواهد شد و چیزهای مشابه دیگری از این دست.

با عنایت به این یافته های علمی بدیهی و همچنین ادعای من در ابتدای این نوشتار، من بر این باورم که انسان های از نظر وسعت روحی (فراوجدانی) حقیرتر نیز بسیار بسیار سریع تر از انسان های عمیق و وسیع در روح به فساد کشیده شده و به عبارتی شبیه به جمع می شوند (به وضعیت تعادل با جمع می رسند).

انسان های حقیر در فکر و ارزش وجودی را خیلی سریع تر و ارزان تر از انسان های بزرگ می توان از راه به در کرده، خامِ غیر ساخته و از ایشان انتظار همراهی با جمعِ باطل و فراموشی گوهرهای انحصاری شان را داشت.

۱۲۴۴۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *