استثناء ها (۲۳۹-۰۱۰)

بنا بر دلایلی عمیق که در حوصله ی این بحث نیست هر قانونی استثناءهایی دارد. مثلا در قانونی می نویسیم: تمامی فلزات در دمای اطاق جامد هستند، به استثنای جیوه. این یعنی اینکه جیوه استثنای این قانون است و چیزی از درستی این قانون نمی کاهد. با عنایت به این مسئله مایلم که به یک تکنیک در ارتباطات بینافردی اشاره کنم که خودم بعنوان یکی از اصول ثانویه ی زندگی بدآن پایبندم.

بهتر است که برخی از افراد را در زندگی خود استثناء قرار دهیم. مثلا اگر جوری پرورش یافته ایم که در مقابل حرف زور کوتاه نیاییم اما چند نفری را در زندگی استثناء قرار دهیم جوریکه از ایشان حرف شنوی داشته باشیم (حداقل در ظاهر) ولو آنکه احساس کنیم حرف هایشان اشتباه است.

دیده ام که افراد زیادی با والدین خود بشکل دایمی در جنگ و جدل کلامی هستند. یک انسان چهل و چند ساله هنوز که هنوزه با مادر شصت و چند ساله ی خود در باب هر موضوعی دهان به دهان گذاشته و اوقات خود و ایشان را تلخ می کند. شاید اشتباه از مادر باشد اما فرزندِ مزبور لازم است که از این تکنیک چونان رویه ای (اصل ثانویه ای) در ارتباطات میان فردی خود بهره جُسته و در مقابل حرف و سخن های مادر خود کوتاه بیاید.

او لازم است که مادر خود را استثناء قلمداد کرده و با وی متفاوت از هر فرد دیگری تا کند. این مسئله ی استثناء، خللی در اصول زندگی او که معمولا فرد حاضرجوابی است به وجود نخواهد آورد زیرا که تنها یک استثناءست.

۱۲۴۴۸

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *