ریشه ی فکر مهم است (۲۳۷-۰۱۰)

شخصیت هایی در وادی اندیشه حضور دارند که به هیچ وجه مورد تایید من نیستند. من در برخی از نوشته های غیررسمی خود به نام این افراد اشاره کرده و پس از برهه ای کوتاه نام ها را نیز پاک کرده ام. علت این مسئله این است که نمی خواهم بشکل غیرمستقیم به شهرت بی دلیل این افراد کمک رسان باشم.

مخاطبین زیادی در واکنش به نوشته های موقتی من علت را از این بابت جویا شده که چرا ایشان بتوسط من دشمنان اندیشه معرفی شده اند. من بر این باور هستم که این افراد (که عامدانه در اینجا از ذکر نامشان خودداری می کنم) دشمنان جریان صحیح اندیشه ورزی بوده و نه تنها دستاوردی به همراه نداشته بلکه تبعات حضور ایشان دشمنی مستقیم و غیرمستقیم با روند تفکر صحیح فلسفی – علمی است.

عده ای اشکال کرده اند که این افراد چیزهای قابل تاملی نیز ارایه داشته اند و شاید دشمن خطاب کردن آن ها کار پسندیده ای نباشد. من نیز موافقم که این شخصیت ها چیزهای بعضا مطلوبی نیز ارایه کرده اند، اما نکته ای که اشاره بدآن ضروری است این است که این چیزهای خوب همگی حکم شاخه های درخت فکری ایشان را داشته است.

وقتی ما فردی را نقد کرده و وی را مورد نکوهش قرار می دهیم، آنچه که بدآن نظر داریم سطحیات فکر وی نیست، بلکه ما ریشه های فکری ایشان را مورد ملاحظه قرار می دهیم. محض مثال آن باصطلاح متفکری که به اخلاقیات انسانگرایانه باور نداشته و اخلاقیات را در شکل اعتقادی (…..) آن تبلیغ می کند، او فرد گمراهی است ولو آنکه در ظاهر حرف های زیبایی هم بزند.

……….

۱۲۴۴۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *