پوزش (۱۴۰-۰۰۳)

“عذرخواهی می کنم! پوزش میخوام! ببخشید! معذرت!”

این واژگان و عبارات اگر در موقعیت های بجا بکار روند، هیچ ایرادی در کار نیست، اما متاسفانه این جملات به تکیه کلام های عده ای از افراد مبدل شده و مثل نقل و نبات در دهان آن ها می گردند. عده ای این حق را برای خود قائلند که در حق اطرافیان هر حرکت زشتی را مرتکب شده و سپس براحتی با بر لب راندن یک “معذرت می خواهمِ!” ساده، همه چیز را به نفع خود، حل و فصل کنند. اگر کسی دوست خود را در شلوغی های آلوده ی شهر، یک و نیم ساعت معطل کند، جمله ی فوق از مصادیق خودخواهی است زیرا که وی نمی بایست که به این راحتی ها انتظار بخشیده شدن را داشته باشد.

نکته ی جالب تر اینکه وقتی این دست مردمان با جواب قاطعِ طرف خود مواجه می شوند، بُراق شده و با بی نزاکتی تمام ادعا می کنند که عذرخواهی کرده اند و گویا بخشیده شدن حق مسلم و غیرستاندنی آن هاست. اگر هم بشکل مطلوبِ خود مورد بخشش واقع نگردند، این مسئله را بهانه ای قرار داده تا مظلوم نمایی کرده و در غیاب فرد مزبور وی را به سنگدلی و خودپرستی متهم کنند؛ فرد بی احساسی که حاضر نیست قلب سنگ خود را در مقابل التماس ها و زاری های آنان نرم کند!

خارج از این مورد، دسته ی دیگری از آدمیان هم پیدا می شوند که از عبارات فوق بجای دیگر عبارت های مرسومِ زبان بهره می گیرند، مثلا وقتی می خواهند در کنار کسی بر روی نیمکت پارک بنشینند، بجای اجازه گرفتن از فردی که قبل از آن ها آنجا نشسته است، با یک “ببخشیدِ!” ساده، خود را در کنار وی جا می دهند؛ با این خیال که این اصطلاح، جواز ارتکاب هرگونه عمل ریز و درشتی است.

دسته ی آخری نیز هستند که عادتشان در استفاده ی افراطی از این عبارات، دال بر رنج بردنشان از ضعف در اعتماد بنفس شخصیتی است. متاسفانه اینان حتی هنگام سوار شدن در تاکسی، بجای احوال پرسی با حاضرین، از آن ها عذرخواهی می کنند!

یک دیدگاه برای “پوزش (۱۴۰-۰۰۳)

  1. دسته ی سوم قابل تحمل تر هستند.دسته ی دوم کمی احمق اند و با تجویز نسخی درمان پذیرند.افسوس دسته ی اول که خود را به خوابی زده اند که خودشان نیز باورشان شده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.