آنچه که می دانیم درست است (۲۳۴-۰۱۰)

شجاعت در مواجهه با افکار و احساسات اندرونی مان کلید گشایش بسیاری از قفل های بستره ی زندگی است. اینکه بدون هرگونه رودربایستی و ترس با آنچه که در اندرونی مان می گذرد، مواجه شویم. اینکه بدانیم در حال اشتباه کردن هستیم و یا کاری که انجامش می دهیم در چارچوب عقل و تجربه مان هیچگونه توجیهی ندارد.

بطور مثال من شخصا می دانم که فلان رویه ی موجود در زندگی ام حرکتی از اساس باطل و عبث است اما بنا بر ملاحظاتی غیرعقلانی و غیرتجربی لازم می دانم که همچنان به آن پایبند بمانم و در نتیجه ی آن در اینجا شجاعت من زیر سوال رفته است زیرا که می دانم اقدامی که مشغولش هستم هیچگونه حقانیت و اصالتی ندارد اما من به این دلیل که عدم پایبندی به آن را یحتمل برهم زننده ی نظم فکری خود می دانم، انتخاب من این است که به عقل و تجربه ام بی تفاوت مانده و در مسیری گام نهم که آن را از صمیم قلب خود قبول ندارم.

ولی دیر یا زود در جایی لازم است که شجاعت به خرج داده و این مواجهه را رقم زد. این مواجهه قطعا بهایی دارد اما بالاخره روزی انسان به پرداخت این بها متمایل خواهد شد. انسان می فهمد که شادی و تعالی اش در گرو بها دادن به منویات اندرونی اش است.

ما نهایتا برای خودشکوفندگی چاره ای جز این نیز نداریم. باید بتوانیم که با شجاعتی مثال زدنی بدانیم که آیا در حالِ فریفتن خود هستیم یا که خیر. باید بدانیم که چه می دانیم و بتوانیم آن چیزی را که می دانیم به تحقق عملی برسانیم حتی اگر آن چیز برهم زننده ی نظم های دروغین نهادینه شده در جریان فکری ما باشد.

۱۲۴۴۲

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *