از ارزش ها تا رویه ها بمدد عقل و تجربه (۲۳۱-۰۱۰)

در رابطه با مسئله ی اخلاق در نزد آدمی (بویژه شق علمی آن) هر چیزی جز «عقل و تجربه» قصه ای بیش نیست. آدمی صرفا از طریق کانال عقل و تجربه ی خود (منظور عقل و تجربه ی انباشتی بشر در گذر دوران هاست) قادر خواهد بود که به اخلاقی بودن و یا نبودن یک فعل نایل آید. وقتی با عینک عقل و تجربه به مسایل نگاه می کنیم آنگاه این شانس را خواهیم داشت تا با جان اخلاقی مسئله مواجه و مرتبط شویم.

در مدل جهان بینانه ی من که می توان آن را نوعی مدل یکپارچگی وجودی نیز دانست، ما با سه سطحِ رویه ای اولی، وسطی و سفلی (بترتیب از بالا به پایین) سر و کار داریم. سطح اُولی سطحِ ارزش هاست. سطح وُسطی سطحِ اصول بوده و سطح سُفلی نیز سطحِ رویه هایی است که در آن ها تلاش می کنیم که به اصول «منتج از» و «معطوف به» ارزش ها وجاهت عملی ببخشیم.

در پرتو عقاید ایمانی در فرهنگ فکری ما متاسفانه به مسئله ی خردورزی و تجربه ورزی اهمیت چندانی داده نشده است (شاید در سخن اهمیتی داده شده باشد اما در عمل، مسائل خردورزی و تجربه ورزی هرگز شانس چندانی نداشته اند) و برای شخص من پی بردن به این دو پایه ی سعادت زمان زیادی بُرد.

در فرهنگ ما که با عقاید مسموم شده است این خیلی خیلی سخت است که متفکری بخواهد شجاعت به خرج داده و خردورزی و تجربه باوری را زنده کند. این اقدامی است که من با کلیدواژه ی «از ارزش تا رویه» به دنبال رقم زدن آن هستم.

حرکت بسوی سعادت بشری بر روی دو پا رقم می خورد و این دو پا به ترتیب از چپ به راست پاهای عقل ورزی (عقلانیت) و تجربه ورزی (مشاهده) هستند. این دو پای مستحکم حرکت را بر روی زمینِ رویه هایی ممکن می سازند که به نظریات اخلاقی ما وجاهت عملی و عملیاتی می بخشند.

۱۲۴۳۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *