حمله ی ترس چونان نشانه ای از آغاز دوره های اختلالات خلقی (۲۲۶-۰۱۰)

افرادی که برای نخستین بار دچار حملات هول (پانیک) می شوند تجربه ای شبیه به تجربه ی مردن را از سر می گذراند. این اتفاق آنچنان وضعیت دهشتناکی است که در قریب به پنجاه درصد موارد منتهی به اورژانسی شدن فرد می شود. فرد باور نمی کند که احساس وحشتناکی که از سر گذرانده یک واکنش غیرعادی و غیرضروری بدن به تهدید بقاء بوده باشد. آنان خیال می کنند که مسئله جدی تر از این حرف هاست، جوریکه یا در حال دیوانه شدن بوده و یا اینکه ضمن حمله ی قبلی (یا مغزی) در شُرُف جان سپردن هستند.

اگر کسی در این برهه ها اطرافیان مطلعی نداشته باشد، ممکن است که بشکل بی فایده ای خود را درگیر رویه های درمانی مرتبط با سلامت جسم خود سازد. مثلا مدت ها برای اطمینان حاصل کردن از سلامت قلب و مغز خود، پول، انرژی و وقت خود را در مراکز درمانی هدر دهد. از بد روزگار گیر افتادن در پروسه های بی نتیجه ی تشخیص و درمان نیز حال روانی فرد را واقعا تحت تاثیر قرار داده و فرد ممکن است که از نظر سلامتی به بیراهه کشیده شود.

اگرچه حملات ترس خودبخود امکانی تکاملی نزد گونه های جانوری (و در اینجا مشخصا گونه ی انسان) هستند اما انسان متمدن براحتی از کنار آن عبور نکرده و به طریقی خود را گرفتار این ماجرا می سازد. حافظه ی انسان در این زمینه نقش بازی کرده و آنکس که یک بار چنین تجربه ای را داشته باشد، همواره با این ترس دست و پنجه نرم کرده که شاید دوباره این اتفاق حادث شود.

این ترس ها شرایطی را موجب می شوند که فرد حقیقتا دچار مشکلاتی در سبک زندگی خود شود زیرا که بشکل ناخودآگاهی از وارد شدن در فضاهایی که برایش تداعی کننده ی حملات پیشین باشند، اجتناب خواهد کرد؛ هرچند این مسئله در آن دسته از افراد بیشتر رخ می دهد که دچار اختلالات مزمن اضطرابی و یا وسواس باشند.

هدف از این نوشتار بیان این مطلب است که حملات ترس گاهی بشکل طبیعی و بدون هرگونه پیش زمینه و یا تبعاتی رقم خورده و خیلی زود به دست فراموشی سپرده می شوند، اما در عده ای از افراد نیز (که بنا بر دلایلی می روند که برهه هایی از اختلالات خلقی را تجربه کنند) این حملات زنگ خطری است که از سلامت روان خود بیشتر صیانت به عمل آورند.

گاهی اوقات فرد توجه چندانی به کیفیت سلامت روان خود ندارد. مثلا ممکن است که در زندگی، خود را بیش از حد تحت فشار کاری قرار داده باشد. پس از یک برهه ی طولانی زندگی کردن تحت استرس، فرد مستعد بروز افسردگی و یا اختلال اضطرابی می شود. این اختلالات خود را با تغییراتی در خلق و خو نشان داده و گاهی اوقات نیز حملات ترس نشان دهنده ی آغاز چنین دوره هایی از اختلالات سبک روانی هستند، از این رو می بایست که تجربه ی حمله ی ترس جدی گرفته شود زیرا که ممکن است این حملات آغاز اختلالات خلقی باشند.

همانطور که می دانیم گاهی برخی اختلالات از جایی از زندگی برای همیشه به وجود می آیند. این امکان وجود دارد که کسی در بیست و چند سالگی برای نخستین بار (و بدون هرگونه عقبه ای) دچار افسردگی و یا اضطراب فراگیر شود، پس علیرغم امیدواری به این موضوع که این حملات بی هر دلیل خاصی رخ داده و دیگر تکرار نخواهند شد، بهتر است که فرد و اطرافیانش این حملات را جدی گرفته و برای پیش گیری از آن ها، ضمن تغییر سبک زندگی، بکوشند.

۱۲۴۳۴ – ۱۲۴۳۳

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *