فیفی باش (۲۱۵-۰۱۰)

شاید تنها راه درمان ترس ها مواجهه ی مستقیم با ترس ها باشد. شاقول ترس شاقول مهمی است زیرا که به ما یاد می دهد که چه کاری را لازم است که انجام دهیم. ما برای رشد و تعالی وجودمان لازم است کاری را انجام دهیم که از انجام آن هراس داریم.

ترس از انجام کاری یعنی اینکه ما به انتهای راهروی هستی خود رسیده ایم. حالا بایستی که پا را فراتر از این دالان گذاشته و در را شجاعانه بگشائیم. شاید پس از این در، دوباره درون دالان دیگری وارد شویم. شاید به فضای آزاد راه یابیم و شاید هم بسیاری شایدهای دیگر…

این مسایل اهمیت چندانی ندارند، بلکه اهمیت از آنِ به انجام رساندن امری است که از انجامش می هراسیم. این همان درسی است که از ترس خود می گیریم. مواجهه ی شجاعانه با ترس ها و رقم زدن شجاعت در بستره ی زندگی احتمالا تنها راه یک هستی پربار و پرفایده باشد.

بدین ترتیب ما قادر هستیم که از زره و کلاه خود پولادین خود که اجازه ی رشد به قامت مان را نمی دهد، رهایی یابیم. بدین ترتیب ما همچون حشره ای که به نهایت رشد ممکن در پوسته ی سخت قبلی خود نایل آمده است، برای رشد کردن و در نتیجه ی آن زنده ماندن از این محفظه ی محافظتی به در شده و با پوست انداختن، نرم و چابک قدم برخواهیم داشت.

صد البته که در ابتدای کار احساس آسیب پذیری مفرط خواهیم داشت. احساس مرگ… احساس کشنده ی بی امنیتی… احساس ترس… احساسی ناخودآگاه به تهدید بقایمان… اما چاره ای جز این نیست. این پوسته ی سنگین ما را به دام انداخته است. تحرک ما را کند نموده و از سرعت ما کاسته است.

امروز تولد سی و چهار سالگی من است. مانترایی که برای خود دست و پا کرده بودم در آکرونیم FYF خلاصه می شد: Face Your Fears: یعنی با ترس های خود مواجه شو! زنده یاد بهمن محصص که وی را می توان بزرگ ترین هنرمند تجسمی ایران معاصر به حساب آورد، تابلوی نقاشی معروفی دارد که اسم آن را فیفی گذاشته است. در فیلم مستند زندگی این هنرمند بزرگ با عنوان «فیفی از خوشحالی زوزه می کشد» ما با یک موجود بانمک سرخ رنگ مواجه هستیم که در حال خندیدن است. عده ای فیفی را نمادی از خود هنرمند می دانند.

هنگامیکه آکرونیم فیف در رابطه با مواجهه ی خود با ترس هایم را ساختم. خود را یک فیفی می دانستم. فیفی یعنی من بعنوان کسی که فیف می کنم: «فیف یعنی مواجهه با ترس هایت». دیروز و امروز بشکل شجاعانه ای در حال فیف کردن هستم. حسابی فیفی شده و از خوشحالی نیز زوزه می کشم. قادر بوده ام که با یکی، دو ترس دیرین خود مواجه شوم. این رویارویی ها پیش از رقم خوردن حسابی نفس گیر بوده اند اما هم اکنون به خاطره ی بسیار خوشی در رابطه با این دو روز برای من بدل شده اند.

می خواهم فیفی بودن بخش پررنگی از ضمیر ناخودآگاه من باشد. گویا بدین روی قادرم که پهنه های جدید جهان را درنوردیده و به امکانات وجودی خود واقف شوم. در لحظاتی از فیفی بودن، زوزه هایی از من شنیده می شد که نمی دانستم آن ها را از سر خوشحالی می کشم یا که از سر ترس. اما نتیجه ی کار برای من سازنده بوده است. من توانسته ام که در رویارویی با ترس هایم با اراده ای فولادین، دستگیره ی درِ انتهای این دالان تاریک را بچرخانم. چرخشی با امید دیدن نور و رهایی.

۱۲۴۲۰ – ۱۲۴۱۹

یک دیدگاه برای “فیفی باش (۲۱۵-۰۱۰)

  1. من چنین تجربه ای را داشته ام.در زمانی که دچار استرس بسیار شدیدی بودم،نا خودآگاه تصمیم به مواجه با آن ترس گرفتم ‌‌‌‌‌‌.هیچ دارو و درمانی مثل مواجه با این مسأله نتوانست مرا آرام کند ‌.و به ناگاه تمام وجودم آرام شد.پست شما بسیار عالی بود.ناشی از هوش و ذکاوت بالای شما.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *