در یک چشم بر هم زدن (۲۱۳-۰۱۰)

انسان در بستره ی زندگی با مشکلات متفاوت و گونه گونی دست و پنجه نرم می کند. در برخی از برهه های زندگی پیش می آید که بشکل تصادفی چند مشکل بطور همزمان گریبانگیر فرد شود. مثلا کار خود را از دست داده، پول هایش ته بکشد، با همسایه ی خود دچار درگیری شده و یکی از اعضای خانواده اش نیز مریض شود.

این چند موردی که برشمردم چیزهای دور از ذهنی نبوده و بسیار محتمل است که برای همه کس فارغ از جایگاه اجتماعی اش در هر مقطعی از زمان حادث شود. همین چند مشکل (صد البته که بطور همزمان) کافی است که سبب شود تا زمام امور در زندگی از دست فرد درآید. فرد ممکن است که خیلی به این در و آن در بزند تا قادر شود که درصدی از این مصیبت ها را کاسته و اوضاع خود را دوباره رو به راه کند.

ناامیدی نیز معمولا ملازم مشکلات است. گویا بشر زودتر از آن چیزی تکامل پیدا کرده است که طبیعت راهکاری برای مقابله با ناامیدی (ضمن فرآیند فرگشت) در نهادش به ودیعه گذارد. اینکه انسان در زمان مصایب و مشکلات ناامید شود، خیلی خیلی بیشتر از نداشتن سایر امکاناتی همچون توانمندی های فوق العاده ی جسمانی، بقای او را به خطر خواهد انداخت؛ اما چه کنیم که تکامل قوای شناختی آدمی مسئله ای متاخر است و دیگر دست انتخاب طبیعی از قوای شناختی ما کوتاه مانده است.

اما علیرغم مشکلات تصادفی، راه حل ها هم می توانند تصادفا پشت سر هم ردیف شوند. یک تماس تلفنی دعوت به همکاری، یک دوست که نیاز چندانی به پول هایش ندارد، اسباب کشی همسایه ی بغلی و بیماری ای که گاهی خودش خود به خود ره بهبود را طی می کند. پس همواره ناامیدی را مسئله ای بیخودی قلمداد کنید.

۱۲۴۱۷

2 دیدگاه برای “در یک چشم بر هم زدن (۲۱۳-۰۱۰)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *