انسانِ شریف کیست؟ (۲۰۹-۰۱۰)

فردی می گفت که در باب زندگی، هر فلسفه ای بی دلیل است. نظرشان بر این بود که زندگی را لازم است که زندگی کنیم. پاسخ من به این طرز فکر این است که این جملاتِ وی خودشان گزاره هایی فلسفی هستند، پس گریزی از فلسفه نیست.

البته ما چیزی به اسم فلسفه ی زندگی بعنوان شاخه ای از فلسفه ی رسمی و آکادمیک نداریم. آنچه که فلسفه ی زندگی نامیده می شود عملا تلفیقی از چند حوزه ی مختلف فلسفی بویژه حوزه ی اخلاق کلاسیک است. من مداقه های فلسفی در باب زندگی را «تاملات جهان بینانه» می نامم. فلسفه ی جهان بینانه ی من در باب زندگی شاید ایده ی جدیدی نباشد. شاید بتوان آن را برداشتی از عقل و تجربه ی بشری دانست. شاید بتوان آن را تفسیری از انسانیت سربرآورده از عقلانیت و تجربه ورزی قلمداد نمود.

انسان برای زیستن به یک چرایی نیازمند است. برای انسان هوشمند که شاید بتوان وی را حیوان فلسفی دانست، مسئله ی «چرایی» بسیار حایز اهمیت است. به کودکان نگاه کنید. بدون هرگونه آموزش فلسفی، پرسش هایی بغایت فلسفی و چرایی محورانه می پرسند. پرسش هایی که همواره پرسیده شده اند و شاید بسیار جلوتر از گفتمان علمی در آن باره ها باشند. پس این رسالت فلسفه است که در (سطح زندگی) بشکل غیرآکادمیک، غیرتحلیلی و غیررسمی به این پرسش ها بپردازد تا قافله ی علم از راه برسد.

من انسان هستم و به فلسفه ی انسان گرایانه علاقمندم. فلسفه ی انسان گرایانه ساده است و آن یعنی پذیرش امکانات عقلی و تجربی انسان و رقم زدن یک زیست اخلاقی در چنین چارچوبی. چارچوبی که توامان مادی – معنوی است و آنکس را که در آن قرار گیرد، من «انسانِ شریف» می نامم.

۱۲۴۱۳

2 دیدگاه برای “انسانِ شریف کیست؟ (۲۰۹-۰۱۰)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *