اعتیادهای روانی (۲۰۷-۰۱۰)

یکی از جنبه های دردآور اعتیاد (هرگونه اعتیادی و نه صرفا اعتیاد به مواد مخدر و محرک) این است که اعتیادِ فرد بمرور زمان به جریان اصلی زندگی وی تبدیل شده و هر چیز دیگری فرع این جریان خواهد شد.

فرض کنید که فردی به انجام بازی های آنلاین معتاد باشد. صدالبته که این اعتیاد از روز اول رقم نخورده است. او به این وادی وارد شده و در ابتدا می توانسته که ضمن پایبندی به جریان اصلی زندگی، اوقاتی از روز را نیز به بازی کردن اختصاص دهد.

پس از برهه ای (ضمن یک اثر الاکلنگی) اوقاتی که وی مشغول بازی است از نظر کمیت و کیفیت افزایش پیدا کرده و سایر کارهای روزمره در حاشیه قرار می گیرند. اگر این اتفاق از نظر زمانی مدت معتنابهی به درازا انجامد، آنگاه برای فرد مزبور بازی کردن جریان اصلی زندگی شده و سایر کارهای زندگی در فرع آن قرار می گیرند.

او هم اکنون تمام فکر و ذهنش درگیر اعتیادش بوده و هر زمان که مشغول آن نباشد بشدت دچار حالات ناخوشایند شده و لازم است که در نخستین فرصت به آن پناه بَرَد. وقتی بازی کردن (اعتیادی مثالین در این نوشتار) از خودِ روندِ کلی زندگی مهمتر شود، آن وقت فرد به این مسئله معتاد شده است و لازم است که تغییری کلی در روند فعالیت های خود به وجود آورد.

برای آنکس که معتاد به چیزی است، بیش از هشتاد درصد زندگی در همان یک چیز خلاصه شده و هنگامیکه او به کار دیگری مشغول است، احساس بطالت و اضطراب کرده و این اضطرار را دارد که هر کار دیگری را هر چه سریعتر به انجام رسانده تا دوباره مشغول اعتیادش شود و بدین ترتیب زندگی اش دوباره معنا یابد.

اعتیاد عزت نفس و اعتماد بنفس فرد را بشدت تحت تاثیر قرار می دهد زیرا که او جایی در نهاد خود از اینکه نمی تواند چاره ای برای این درد خود پیدا کند، شدیدا احساس حقارت و ذلالت خواهد کرد.

یک آقای جوان را ملاقات کردم که در حین مسافرکشی همچنان بازی می کرد. برای او کار کردن (که از قضا بعلت وضع بد مالی اش بسیار به آن محتاج بود) در فرع زندگی قرار گرفته بود. تمام آنچه که او می خواست این بود که جایی نشسته و بازی آنلاین انجام دهد و امتیاز جمع کند.

بازی های آنلاین، شبکه های اجتماعی مجازی، استفاده از سرویس های اینترنتی پخش ویدئو (بویژه فیلم های پورنوگرافیک) و غیره همچون هروئین می توانند که اعتیادآور بوده و در نتیجه ی آن برهم زننده ی سبک زندگی فرد شوند. اینکه یک مسافرکش درصد زیادی از درآمد خود را صرف بازی اینترنتی کند متاسفانه وی با یک اختلال جدی مواجه شده است.

من در اینجا قصد ندارم که به ریشه های فیزیولوژیک و یا پسیکولوژیک این دست اعتیادها بپردازم (که بطور کلی اعتیادهای روانی تلقی می شوند)، بلکه هدفم اشاره به این اصل است که هر زمان چیزی به جریان اصلی زندگی بدل شد و سایر چیزها حالت فرعی گرفته و در حواشی آن تعریف شوند، این بدآن معناست که فرد دچار نوعی از اعتیاد است.

خوشبختانه درمان این قِسم اعتیادها ممکن بوده و فرد لازم است که رویه های مدیریتی برای سر و سامان دادن به نحوه ی عملکرد خود ترتیب داده و عزم خود را برای پایبندی به آن ها بطور کاملا جدی جزم نماید.

۱۲۴۱۱ – ۱۲۴۱۰

یک دیدگاه برای “اعتیادهای روانی (۲۰۷-۰۱۰)

  1. سلام دوست عزیز متفکرم
    مطلب جالبی نوشتید. دوست داشتم دو نکته رو بیان کنم:
    – اعتیاد دو نوع دارد: اعتیاد مثبت و اعتیاد منفی که هر دو نامطلوب است و ویژگی تبدیل شدن به هم را دارد. اعتیاد مثبت شامل مواردی است که خروجی مفید دارد مثل کار، ادامه تحصیل و هرکاری از این قبیل که فرد بیشتر وقت و تمرکز خود را برای آن می گذارد. اعتیاد منفی نیز مشخص است.
    از انجایی که رشد یک انسان هفت بخش دارد: جنسی، اجتماعی، روانی، حسی و … اعتیاد باعث تک بعدی شدن آدمی می گردد.
    در اعتیاد حرمت نفس به طور قطع به دلایلی که شما برخی از آنها را برشماردید اسیب می بیند ولی در خصوص اعتماد به نفس لزومن اینطور نیست به خصوص در مورد اعتیاد مثبت. شما کارخانه دارانی می بینید که برنده هستند و پیشرو ولی به ان اعتیاد دارند.
    جالب است بدانید دو اعتیاد اصلی همه انسان ها تخیل کردن و غذا خوردن است.
    سپاس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *