گونه گونی و پذیرندگی (۱۹۰-۰۱۰)

سابق بر این به اشتباه تصور می شد که برای موفقیت یک تیم، تمامی اعضای آن بهتر است که بشکل فزاینده ای به یکدیگر شبیه باشند. آن زمان تصور غالب این بود که هرگونه گونه گونی و تنوع در هویت اعضا در میان مدت به بهره وری ضربه خواهد زد.

اما هم اکنون با به دست فراموشی سپردن آموزه های سنتی (که معمولا ریشه در سوگیری های عقیدتی داشته اند) بشر با تکیه بر عقل و تجربه (بویژه گفتمان اخلاق دانش محور و علوم روز) به این نتیجه رسیده است که تنوع نه تنها به بهره وری یک تیم ضربه نخواهد زد، بلکه همچون یک مزیت رقابتی برای تیم مربوطه قلمداد خواهد شد.

اگر بخواهم که بحث را مثلا به سمت مدیریت حوزه ی سرمایه های انسانی در سازمان ها هدایت کنم، خواهم گفت که مبحث «دایورسیتی و اینکلوژن» (به معنای گونه گونی و پذیرندگی) در یک سازمانِ ارایه کننده ی خدمات و محصولات یک مزیت رقابتی انکارناپذیر در فضای کسب و کار آنهاست.

وقتی این شرایط در سازمانی فراهم می شود که هویت های مختلف در یک مکان دور هم جمع باشند، آنگاه آن سازمان قادر خواهد بود که در موقعیت های مختلف بشکل بهتر و سازگارتری پاسخگوی نیازهای مشتریانش باشد زیرا که مشتریان آن سازمان بتوسط پرسنل آن سازمان نمایندگی می شوند و سازمان مربوطه بهتر به نیازهای مشتریان واقف خواهد شد.

اگر جامعه ای به تفاوت ها احترام گذاشته و صحن و سرای خود را بشکل چندانگارانه (پلورالیستیک) سامان دهد، آنگاه انتظار شهروندان از سازمان ها این است که آن ها نیز جامعه را نمایندگی کرده و با تاثیر پذیرفتن از فضای چندانگار جامعه، تیم های اجرایی خود را بنحو پذیرنده در مواجهه با گونه گونی ها آرایش دهند. مشتریان مایل هستند از سازمان هایی خدمت گرفته و یا محصول خریداری کنند که آن سازمان ها به گونه گونی هایشان احترام بگذارند.

در رابطه با جوامع نیز همین گونه است. یکی از مفاهیم تقریبا کلاسیک در حوزه ی مدیریت گونه گونی ها (دایورسیتی) مسئله ی رواداری (مدارا / تاب آوری) یا تولرانس است. این مفهوم هنوز در بین جامعه ی محافظه کار ایرانی به درستی جا نیافتاده است. در جامعه ی ایران (بویژه در دهه های گذشته) همواره اکثریت «خود برحق پنداری» محسوسی را برای نادیده انگاشتن هر کس و هر چیزی متفاوت از سبک زندگی غالب بروز می دهد.

سابقا میزان تولرانس جوامع در رواداری و کنار آمدن با عقاید و سبک های زندگی گونه گون شاقولی برای سنجش میزان بلوغ اجتماعی مردمان آن جوامع در نظر گرفته می شد. اما امروزه جهان حتی پای را فراتر از این نهاده و تاب آوری را مرحله ی اول بلوغ فکری مردمان اجتماع می داند.

مرحله ی بعدی، مرحله ی پذیرندگی (اینکلوژن) است. ما صرفا قرار نیست که گونه گونی ها را تاب بیاوریم بلکه می بایست آن ها را پذیرفته و تکریم کنیم. یک جامعه ی مترقی جامعه ای است که در چارچوب عقل و تجربه این آموزش را دیده باشد که به تفاوت ها نه به چشم تهدید بلکه به چشم یک فرصت عالی در راستای جهش استراتژیک به سمت اهداف جمعی نگاه کند.

هیچ چیزی به اندازه ی اخلاق فلسفی – علمی قادر نخواهد بود که چسب قوام دهنده ی ارتباط بین انسان ها در بستر اجتماع باشد. تاریخ نشان داده است که در مدیریت جوامع انسانی، هر نیرویی بغیر از نیروی دانش و انسانیت و باور به آن ها برهم زننده ی آرامش و آسایش انسان ها در بستر اجتماع خواهد بود.

۱۲۳۹۲ – ۱۲۳۹۱

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *