زندگی پیچیده است (۱۶۱-۰۱۰)

وقتی می گوئیم «زندگی»، عملا تعداد بسیار زیادی از ما دقیقا نمی دانیم که کدام وجه زندگی مد نظر ماست. زندگی یک کل یکپارچه نیست، زندگی مثل هر پدیده ی پیچیده ی دیگری از بخش های بسیار زیادی تشکیل یافته است.

زندگی دربرگیرنده ی خواب و بیداری، خوشی، آرامش و شادی، درد، رنج و غم، خوردن و نوشیدن، خشم و شهوت و هزاران مورد دیگر است. زندگی تمامیت همه ی این ها با هم است. همین پیچیدگی ذاتی زندگی است که شناخت آن را برای ما زندگان سخت می کند.

عده ای پس از هشتاد، نود سال زندگی هنوز به درک درستی از آن نایل نیامده اند. گاهی با افراد سن و سال دار وقت می گذرانم. رویت می کنم که هنوز که هنوزه لجبازی های دوران کودکی و نوجوانی (البته در لباس مبدل) در نهادشان وجود دارد. پشت سر یکدیگر حرف زدن ها، حسادت کردن ها، بی پناهی ها، آسیب پذیری ها، نادانی ها و غیره… این عاقلانه نیست که فکر کنیم با گذر زمان و افزایش سن درک ما از زندگی خود بخودی رقم خواهد خورد.

اسطوره ی پیر فرزانه ی دانا (چه زن کهنسال و چه مرد کهنسال) یک اتفاق جبری و حتمی نیست. این اتفاق برآیند دهه ها تلاش آگاهانه در جهت نیل به فرزانگی است. فرزانگی در باب چیز پیچیده ای همچون زندگی ممارست طولانی می طلبد.

برای نیل به این دانایی انسان می بایست که در هر برهه ای از زمان بر یکی از جنبه های این پیچیدگی متمرکز شده و با اراده ی آزاد و فعال خود، تحقق آن را در بستره ی زندگی خویش خواهان بوده و بدآن خواهش مستمرا و عملا پایبند بماند.

۱۲۳۵۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *