آنارشسیم (یک) (۱۲۷-۰۱۰)

در باب تعریف آنچه که آنارشیستی است.

آنانی که آنارشیست بوده و ادعای آنارشیسم دارند متاسفانه قادر نبوده اند که این عبارت و مفاهیم مرتبط با آن را آنطور که بایسته و شایسته است بشکلی آنارشیستی تعریف کنند. تمام تعاریف آنارشیسم بنوعی آنتی تزهایی به وضع موجود بوده اند و اگر ما بخواهیم که مطلوبی را چونان واکنشی به آنچه که هست تعریف کنیم، بنوعی درگیر وضع موجود خواهیم ماند.

ما بایستی که آنارشیسم را با روح مستتر در کالبدش آشتی دهیم. با اقتباس این رویکرد، تعریف آنارشیسم لازم است که فرای تمامی بایدها و نبایدهای موجود در تعاریف سایر نحله ها باشد. اگر کسی بخواهد که یک جهان آنارشیستی را تعریف کند و در ضمن این تعریف به ارایه ی لیست واری از بایدها و نبایدها بسنده کند، این تعریف تماما از آنچه که آنارشیسم ادعایش را دارد به دور است. اگر ما در همان مرحله ی ارایه ی تعریف، «آنارشیست» نباشیم، آنگاه چگونه به «آنارشیسم» عمل خواهیم کرد؟!

تمامی اندیشه هایی که آنتی تز جریان مدرنیته بوده اند، اندیشه هایی پُست مدرن نام گرفته اند. اما آن هایی که آنتی تز پست مدرنیسم هستند، دیگر پست پست مدرنیسم نامیده نمی شوند (هرچند که عده ای مایل به انجام این قسم اقدام های بلاهت آمیز بوده اند). آنتی تز پست مدرنیسم دوباره همان پست مدرنیسم است و ما دیگر به چیزی بعد از پسامدرنیته نیاز نداریم زیرا که پست مدرنیسم چتری است فراگیر که حتی مخالفان خود را هم در دل خود نگه می دارد و این رویکرد همانا دادن روح و روحیه ی پست مدرنیستی به تعریفِ خودِ پست مدرنیسم است.

برای آنارشیسم هم باید اینگونه اقدام کرد. آنارشیسم می تواند همچون یک عبارت چترگونه (و یا لحاف گونه) بر سر طیف تعاریف گوناگونی قرار بگیرد؛ تعاریفی که حتی می توانند در ظاهر نیز با یکدیگر متضاد باشند. نتیجه گیری من در تعریف آنارشیسم شاید نوعی طفره رفتن از تعریف آن باشد زیرا که هر گونه تلاش برای تعریف آنارشیسم یعنی ضدیت با آنارشیسم. من این رویکرد را «رویکرد آنارشیسم پست مدرن» و یا «آنارشیسم متاخر» می نامم.

خیلی چیزها را نمی توان به زبان آورد و فقط می بایست که آن ها را نشان داد. من نمی توانم رنگ آبی را صحبت کنم، من فقط می توانم آن را دیده و به دیگران نشان دهم. در آنارشیسم متاخر (یا متجدد و یا هر نام دیگری) قرار بر این نیست که آن را تعریف کنیم (زیرا که هرگونه تعریفی آن را از ذات و حقیقتش دور می کند)، بلکه فقط باید آن را به مصادیقش شناخته و به یکدیگر نشان دهیم. طفره از ارایه ی هرگونه تعریفی در باب آنارشیسم همان چیزی است که یک حرکت آنارشیستی نامیده می شود: طفره از ارایه ی تعریف یعنی آنارشیسم. آنارشیسم متجدد سبکی از زیست-جهان آدمی است که باید آن را زندگی کرد و نه تعریف.

گونه ها بدون هرگونه هدایتی از جانب هر کسی صرفا با دست انتخاب گر طبیعت آن چیزی شده اند که هم اکنون هستند. میلیون ها گونه ی جاندار بدون هر گونه باید و نباید هوشمندانه ای خود را تکوین نموده و در واکنش به رویدادهای جهان فرگشت یافته و باقی مانده اند. حالا دیگر نوبت جامعه ی انسانی است. جامعه ی انسانی بدون هرگونه تعریفی و بدون هرگونه حمایتی از جانب کسی و صرفا با دست انتخابگر «بی تعریفی»، خود را بازتعریف خواهد نمود. و این زایش آنارشیسم متجدد است.

۱۲۳۰۵ – ۱۲۳۰۴

یک دیدگاه برای “آنارشسیم (یک) (۱۲۷-۰۱۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.