جهانی روشن تر (۱۰۳-۰۱۰)

امروز تولد چهل و یک سالگی یکی از دوستانی است که او را ۴ سال است که می شناسم. چهار سال از یک زندگی چهل و یک ساله، یعنی تقریبا ده درصد کل زندگی ایشان… خیلی جالب است زیرا که انگار همین دیروز بود. این چهار سالی که خیلی سریع سپری شده است، عملا درصد قابل ملاحظه ای از زندگی یک فرد بالغ را تشکیل می دهد.

من طی یک تماس تلفنی برای او آرزوی ۱۴۱ سالگی کردم. این اگرچه یک تعارف کلامی است، اما بر این باورم که مهمتر از طول زندگی و کمیت آن، عرض و کیفیت آن است. دوست مزبور فرد موفقی است، من برای او موفقیت بیشتر آرزو کردم و از سر شنیدن سخنان من اشک شوق در چشمان او حلقه زد، زیرا همگان ناخودآگاه می دانیم که زندگی کوتاه و آسیب پذیر است.

اما در اینجا این مقدمه ی طولانی را نوشتم تا به این مطلب برسم که بایستی حواسمان به دیگران باشد. بایستی که از بابت کوچکترین بهانه ها حال یکدیگر را جویا شویم، این همان مسئله ی دوستی و تعریض کردن زندگی است. گاهی اوقات یک تماس تلفنی ساده شرایطی را رقم می زند که شوق زندگی در نهاد کسی شعله ور شود. شوق زندگی چیزی نیست که یکباره در وجود آدمی شعله ور شده و تا به ابد بسوزد.

نه! این شعله را بشکل هر روزه می بایست که از نو برافروخت. شور و شوق زندگی، انگیزه ی ادامه ی حیات و هر چیز مشابه دیگری دقیقا همچون خورد و خوراک و حتی بهتر است بگویم که استراحت و خواب هر روزه است. این «اتفاق هرروزه» است که ما را به جلو می راند و ما علاوه بر مسئولیت ایجاد آن در زندگی خودمان، بهتر است که چراغ افروز زندگی دیگران نیز باشیم و اینگونه برای همه ی ما جهان جای روشن تری خواهد بود.

۱۲۲۷۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *