اثر حضور دیگری (۰۹۵-۰۱۰)

“سیستم اعلام و اطفاء حریق ساختمان ما مدت هاست که قاطی کرده است. بی هر گونه دلیل خاصی یک دفعه شروع می کند به آژیر کشیدن و قیل و قال کردن. قاعدتا در این برهه ها کسی می بایست که خود را به طبقه ی همکف ساختمان رسانده و در کنترل پنل آن دکمه ی خاموش شدن آژیر را بفشارد.

این یک باید است و در جهان بایدها و نبایدهای زیادی داریم، اما آیا در عمل نیز بدآن پایبند هستیم؟ از آنجاییکه در ساختمان واحدهای زیادی وجود دارد، هرکس بنوبه ی خود گمان می کند که فرد دیگری هست که بخواهد این جانفشانی را کرده و در سرما و یا گرما خود را به پارکینگ رسانده و این مهم را به انجام رساند.

همه در این شرایط خیال می کنند که تنها دست خودشان بند است. حتی اگر کسی بر روی کاناپه لمیده باشد و مشغول تماشای دوباره ی یک سریال آبکی، خیال می کند که او عذری موجه برای پایین نرفتن داشته و دیگرانی احتمالا هستند که حتی همین سریال را نیز برای تماشا کردن نداشته و آماده ی جانفشانی در این راه باشند.”

خارج از ادبیات طنزگونه ی مقدمه ی این نوشتار، هدف از این یادداشت اشاره به یک اصل جامعه شناختی است که می توان آن را «اثر حضور دیگری» نامید. انسان معمولا در لحظه هایی که گمان می کند دیگرانی هستند که اوضاع را حل و فصل کنند، خودش معمولا پیش قدم نمی شود. در صورتیکه اگر بداند که تنها ساکن این ساختمان است، خود را بسرعت برای خاموش کردن آژیر رهسپار شده خواهد یافت.

این اثر در مواقعی همچون رساندن بیماران تصادفی به مراکز درمانی و یا تماس با پلیس برای اطلاع جرم ها می تواند عواقب خطرناکی به همراه داشته باشد زیرا هر کسی فکر می کند که دیگرانی هستند که این کار را انجام دهند.

۱۲۲۶۵

یک دیدگاه برای “اثر حضور دیگری (۰۹۵-۰۱۰)

  1. وضعیتی که تشریح کردید مثال خاصی از بازی زندانی یا بازی TCP است. یعنی به کمک نظریه بازی ها و فرمهای نرمال یک عامل عقل مدار منفعت طلب عموما انتخابی انجام می دهد که خود بیشترین نفع را ببرد. در وضعیتهای اجتماعی هم تقریبا همینطور است منتها الزاما فرم بازی نرمال نیست اما به فرمهای نرمال قابل کاهش است. جمله آرنت هم از این منظر که برای هر نوع ساختار رو به تحول اجتماعی نیاز به بازیگران با استراتژی های متفاوت هست نیز قابل تامل است.
    در مورد آژیر، بهتر است سریعا تعمیر شود والا نظریه بازی ها پیشبینی می کند که رفتارها به همان منوال خواهند ماند مگر این بازی بی نهایت بار تکرار شود و یا زمان تمام شدن آن توسط عموم بازیگران غیر قطعی باشد!😁
    منتها از جای جالبی شروع کردید و به مساله عمیقی رسیدید. جالب بود دی داد عزیز!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *