حرف بزن (۰۸۳-۰۱۰)

عده ی زیادی گمان می کنند که اکثر زندانیان، جانیان بالفطره ای هستند که از سر به دنیا آمدن در یک خانواده ی آشفته، مورد سوء استفاده و یا غفلت واقع شده و در نتیجه ی آن در سکوت به یک شخصیت ضداجتماع مبدل شده اند.

اما تحقیقات نشان می دهد که بیش از ۵۰ درصد تمامی آنانی که از سر ارتکاب به جنایت در زندان ها هستند، آنانی اند که جرم اولی بوده و بدون هر گونه سابقه ای در اثر عصبانیتِ جنون آمیز علیه عزیزان خود دست به اقدامی جنایت آمیز زده اند.

فکرش را بکنید. آنکس که به جرم قتل در زندان است، کسی است که روزی شغلی داشته، قبض ها را پرداخت می کرده و تاریخ تولد دوستان خود را در یاد داشته است. اما حالا او در پشت میله ها در انتظار آینده ای نامشخص است! و ترسناک اینکه این قبیل اتفاقات برای همگی ما بسیار قریب الوقوع است.

در کتاب «مکالمات خطیر» (ترجمه ی اینجانب)، نویسندگان پس از اشاره به این مسئله، تز بیباکانه ی خود را مطرح ساخته و این نکته را یادآور می شوند که عدم بهره مندی از مهارت های کافی در برقراری مکالمات منتهی به دست رفتارهای ناسازگار و پرخطر خواهد شد.

اگر عزیز ماجرا می دانست که چه بگوید و یا اینکه این گفتن ها را به چه نحوی عملی سازد، آنگاه خشم فروخورده اش اینگونه به یکباره پس از مدت ها جمع شدن، بشکل خطرساز تخلیه نمی شد.

همین حالا که من در حال نوشتن این سطور هستم، هستند کسانی که آستانه ی تحملشان در اثر رفتارهای سایرین در حال مورد تجاوز واقع شدن است. آن ها احتمالا بزودی حرکات ناخوشایندی از خود نشان دهند اما ای کاش هرچه سریعتر یاد بگیرند که بجای پرخاش یا سکوت، مهارت حرف زدن سالم را جایگزین کنند.

۱۲۲۵۰

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *