دریچه ی خرد (۱۲۱-۰۰۳)

روزی یکی از دانشجویان ممتاز دوره ی “مقدمه ای بر فلسفه و روش علمی”، پس از خواندن مدخل فلسفه ی غرب در دانشنامه ی بریتانیکا، از من پرسید: “سقراط مشخصا چه کاری به انجام رسانده؟! آیا تنها دریچه ی خرد را گشوده است؟!”

این پرسش به زودی به یکی از لطیفه های بانمک دوره مبدل شد و این مسئله از آنجایی نشات می گرفت که عمل سقراط در ظاهر کار بسیار ساده ای به نظر می آمد… گشودن دریچه ی خرد! ولی این عبارت حقیقتا به چه معناست؟! گشودن این دریچه به چه طریقی رخ می دهد و اصلا اشاره به چه امری دارد؟! جواب این پرسش به گمان من از این قرار است: آموختن این نکته به آدمی که گویا وی اصلا چیزی نمی داند.

سقراط به مدعیان اطراف خود نشان داد که گویا تمام آنچه را که بعنوان حقایق ازلی – ابدی در زندگی پذیرفته اند، می بایست به کناری افکنده و رد شوند. باز شدن دریچه ی خرد در زندگی یعنی نداشتن تعصب، یعنی قادر بودن به پذیرفتن این مسئله ی مهم که ما تا به امروز اشتباه می کرده و اما دیگر قصد اشتباه کردن نداریم.

برتراند راسل در جایی گفته بود که خیلی سخت است اگر بخواهیم به تاول های کف پاهایمان بگوئیم که کل این مسیر از اول اشتباه بوده است. این سختی از آنجایی نشأت می گیرد که فرد همچنان درگیر جهل خود است. ایشان گام زدن در یک مسیر اشتباه را به بازگشتن و رفتن در مسیر جدید ترجیح می دهند.

سقراط به ما یاد داد که چگونه به جهل و تعصب خویش اعتراف کنیم و از سرِ این اعتراف، از آن ها رها شده و نهایتا در اثر این رهایی به دانایی و انعطاف نایل گردیم. گشودن دریچه ی خرد یعنی جانشین ساختن دانش بجای خرافه. انسانی که در اثر گرفتار آمدن به بیماری، بجای کالبد خود به آسمان می نگریست و بجای مدد گرفتن از عقل و تجربه ی خود، دست به دامان موجودات آسمانی می شد؛ بی شک با حرکت سقراط بود که به سمت خود و قوای انسانی خویش معطوف گشت.

آری! سقراط برای ما دریچه ی خرد را گشود تا نشان دهد که چشم انداز جهان از خلال این دریچه تا چه حد می تواند دل انگیز و در عین حال کاربست پذیر باشد… پس به امید روزی که همگان ناظر جهان از مسیر این دریچه باشیم…

یک دیدگاه برای “دریچه ی خرد (۱۲۱-۰۰۳)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.