انسان و مسئله ی گیاهخواری (۰۷۱-۰۱۰)

تحقیقات علمی نشان داده اند که تبار تکاملی آدمی تا حد زیادی به نخستی های میوه خوار بازگشته و ما از نخستی های گوشتخوار فاصله ی پرمعنایی داریم. علاه براین قرابت های ژنتیکی، شکل دندان ها، طول روده و آناتومی پنجه ها نیز موید این مطلب است.

طول روده گونه ی انسان نسبت به جثه اش، درازای چشمگیری داشته و این قضیه ما را به گیاهخواران نزدیکتر می کند زیرا که گوشت نوعی خوراکی سریع الفساد است و در حرکت خود در جهاز هاضمه ی طویل پیش ازهضم فاسد شده و از سراین فساد آسیب زا می گردد. اما علیرغم همه ی این موارد انسان بمدد هنر آشپزی هزاران سال است که از گوشت جانوران تغذیه می کند.

خوشبختانه در کشور ما فرهنگ خوردن گوشت حیواناتی همچون میمون، سگ و یا گربه وجود ندارد اما به هر حال گوشت خواری، گوشت خواری است. حیواناتی همچون میمون و سگ به علت درصد «شخص بودگی» بالایشان (درصدی که آنها را از نظرژنتیکی به گونه ی انسان نزدیک تر می سازد)، موضوعات پسندیده ای برای خوراک شدن نیستند زیرا که کشتن  آن ها نوعی ترومای روانی برای عاملان فراهم می آورد. اما به هر حال این حیوانات در پهنه هایی از این کره ی خاکی بعنوان خوراک مصرف می شوند.

در باب فواید گیاه خواری (چه شکل عادی و چه شکل رادیکال آن) بحث زیاد شده است و هدف از این نوشتارهم علیرغم اشاره به این مسئله، ترغیب دوستان به گیاهخواری است. من خود شخصا یک گیاهخوار بالفطره بوده ام. اگرچه گوشت در مقدار بسیار کم همواره جزئی از رژیم غذایی من بوده است اما همین مقدارکم نیز همواره به مذاق من ناسازگار بوده و خوردن آن با نوعی اکراه جانکاه همراه بوده است.

کودک گونه ی آدمی بطورطبیعی از مزه ی گوشت گریزان بوده و به سمت میوه ها تمایل دارد. معمولا قصابی ها فضاهایی بسیار دلهره آور و کثیف قلمداد شده و عمده ی کودکان از بودن در فضای داخل قصابی فراری هستند. این موارد با عنایت به فطرت تحریف نشده ی کودکان نشانه های قابل اتکایی از عدم همنوایی گوشت خواری با طبیعت انسان است.

اگرما به حیوانات گوشتخوار نگاه کنیم خواهیم دید که آنها قادر هستند که گوشت را بشکل خام خورده و نه تنها با طعم و مزه ی آن مشکلی ندارند بلکه هضم آن نیز برایشان به سادگی رقم می خورد (باتوجه به کوتاه بودن طول روده شان). حیوانات درنده به علت مجهز بودن به پنجه ها و دندان های نیش بلند مشکل چندانی با طبیعت گوشت نخواهند داشت.

اما هیچ انسانی (حتی آنانی که شیفته ی خوردن گوشت هستند) قادر نیستند که گوشت را بشکل خام مصرف کنند. ما گوشت را بتوسط روش های پخت و پز و با افزودن مقدار زیادی ادویه و طعم دهنده قابل خوردن می گردانیم و این نیز خود دلیل دیگری براین عدم همنوایی است.

من شکل غیر افراطی گیاهخواری را نسخه ی بسیاری از دردها می دانم. در شکل افراطی، فرد حتی لبنیات، عسل، تخم مرغ و سایر خوراکی های این چنینی را نیز از رژیم غذایی خود حذف می  کند که به نظر حرکت صحیحی نیست زیرا که یک موجود گیاهخوار (مثلا گوساله) نیز شیر مادر خود را مصرف می کند. انتخاب گیاهخواری کار چندان ساده ای نیست اما گویا خوشبختانه یک انتخاب غیر قابل بازگشت بنظر می رسد.

۱۲۲۳۴ – ۱۲۲۳۳

2 دیدگاه برای “انسان و مسئله ی گیاهخواری (۰۷۱-۰۱۰)

  1. سلام به استاد گرامی
    اگر منبعی که بتواند مرا برای گیاه خواری صحیح راهنمایی کند ، لطف میکنید بگویید و نظرتان درباره پروتئین های سرشار و ویتامین b12که اغلب منبع جانوری دارد نظرتان چیست

    1. درود!

      در متن اشاره شد. منظور شکل غیرافراطی گیاه خواری است که فرد محصولات حیوانی (مثل لبنیات، عسل و غیره) را مصرف می دارد که بعضا حاوی ویتامین ب۱۲ هستند.

      برای شکل افراطی گیاه خواری (وگانیسم) مصرف مکمل های خوراکی الزامی است.

      برای مطالعه ی بیشتر (به زبان انگلیسی):

      https://m.wikihow.com/Become-a-Teenage-Vegetarian

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *