دانشگاه تنهایی (۱۱۵-۰۰۳)

عمده ی آدمیان با قرار گرفتن در اجتماع و اتخاذ سبک زندگی معمولی شان که همان تجلی زندگی عمده ی مردمان است، بشکلی دایمی در جمع قرار می گیرند: جمع خانواده، دوستان، هم درس ها، همکاران، همشهریان و غیره… تمامی این اجتماعات شرایطی را رقم می زنند که فرد در جمع آدمیان دیگر استحاله شده و شبیه به آن ها شود.

بودن دایمی در جمع اگرچه یاددهنده ی رمز و رازهای زیست گروهی است اما درسی را در رابطه با تنهایی برای آدمی ارایه نخواهد کرد. درس های جمع برای ما درس های تمام و کمالی نیستند و معمولا تا زمانی به درد ما می خورند که آنقدر سالم و جذاب باشیم که جایگاهی تضمین شده برای ما در جمع ها وجود داشته باشد؛ اما همه به نیکی می دانیم که این در بر گیرنده ی تمامی جنبه های حیات آدمی نیست. در میان یک جمع چند ده نفری نیز، ما همچنان یکه و تنهاییم و این سرنوشت محتومِ ما انسان های منفرد است.

تنهایی آن حادثه ای است که همه ی ما دیر یا زود آن را تجربه خواهیم کرد، برخی در جوانی، برخی در میانسالی و برخی هم در پیری… اجتماعات انسانی چشم خود را بر روی تنهایی می بندند و با همهمه و هیاهوی ظاهری شان، نظر فرد را از این واقعیت جداناشدنی از زندگی، می پوشانند.

هر زمان فردی در میانه ی جمع از سر غریزه ی کنجکاوی خود، حرفی از تنهایی بزند، جامعه به بدترین شکل با وی مخالفت کرده و نه تنها به وی پاسخی نمی دهد بلکه او را بشکل دروغین مطمئن خاطر می سازد که وی هرگز صورت کریه تنهایی را ملاقات نخواهد کرد! اما این اصل ماجرا نیست.

تنهایی یک دانشگاه است. دانشگاهی است که درس های خوبی را در پیرامون فن زیستن برای ما به اجرا خواهد گذاشت. تنها آنانی که بشکل خودخواسته و ارادی در این دانشگاه وارد شده و با کامیابی واحدهای درسی را سپری می کنند، قادر خواهند بود که با دانش و مهارت کافی با حقیقت اصلی زندگی یعنی همان تنهایی وجودی کنار بیایند و بدین تریتب از گزند آسیب های جبری جهان که بدون شک به سراغ آن ها خواهد آمد، در امان بمانند…

یک دیدگاه برای “دانشگاه تنهایی (۱۱۵-۰۰۳)

  1. تنهایی تنها جمعی ست که می توانی با خودت راحت باشی!
    بله تنهایی یک دانشگاه است،دانشگاهی که در آن واقعیت تدریس می شود.واقعیت خود ما…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.