مهم و نامهم (۰۴۸-۰۱۰)

آدمی است دیگر! گاهی اشتباه می کند و بموجب اشتباهش کوچکترین مسایل زندگی را بجای بزرگترین ها و مهمترین ها می گیرد. آنگاه واکنش های عجیب و غریبی بدآن ها می دهد. اصطلاحا می گویند در برهه هایی از سوراخ سوزن رد می شود اما در عوض از در دروازه رد نمی شود. برای شخص خود من هم اتفاق افتاده است. گاهی مهمترین چیز زندگی را (که برای من جهان بینی ام است) فراموش کرده و درگیر چیزهای حاشیه ای زندگی شده ام.

من گاهی به بیراهه رفته ام و بجای پرداختن به اصول، درگیر و دار دایمی فروع بوده ام. نتیجه هم مشخص است: خُسران و زیان. شاید برای دیگران مهمترین چیزهای زندگی مسایل دیگری باشند. شاید برای کسی مهمترین چیز سلامتی است، یا شاید یارِ زندگی، یا حتی خوشبختی از خلال موفقیت های کاری و یا هر چیز دیگری. این به خود هر کسی مربوط است و به کس دیگری ربطی ندارد.

اما هدف از این نوشتار اشاره به این اصل مهم است که مهمترین چیزها را فدای چیزهای کوچک و بی ارزش نکنیم. اگر اشتباهی و یا خطایی از ما سر زده است، اگر در زمینه ای ضعف داریم، اگر احساس می کنیم که در مسایلی کُمِیتمان لنگ است، دقت کنیم و ببینیم که آیا آن موارد، جزء مهمترین ها هستند یا که نه! اگر نه، لزومی به وقت گذاشتنِ آنچنانی برای آن ها نیست.

تکنیکی هست که می گوید اگر اتفاقی ۵ سال دیگر اهمیت ندارد، پس ۵ دقیقه بیشتر وقت به آن اختصاص نده! این تکنیک و ایده ی مستتر در آن جان مطلب فوق را به نیکویی بیان می کند. این تکنیک بیان می دارد که چیزهای مهم زندگی را هدر چیزهای نامهم نکنیم، که اگر کنیم، بی شک از بازندگان خواهیم بود.

۱۲۱۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *