نظریه ی خلق الساعه (۰۳۲-۰۱۰)

اگر از دانش آموزان و یا دانشجویان پرسش شود که آیا نظریه ی خلق الساعه یک نظریه ی درست و یا غلط است، ۹۹ درصد ایشان به شما جواب خواهند داد که این نظریه، یک نظریه ی غلط است، اما جالب است بدانید که پاسخ این افراد است که غلط است و نه این نظریه. ریشه ی این اشتباه فکری، کتاب هایی است که در دبیرستان و یا دانشگاه به غلط یک مسئله ی تاریخ علم را به کل جریان علمی تعمیم می دهند.

نظریه ی خلق الساعه در اصل یک نظریه ی زیست شناختی است. حوزه ی کاربست پذیری گفتمان های زیست شناسانه، حوزه ای در سطح سلول هاست و صد البته که در این صحن و سرا هیچ اتفاقی در نظر انسان خلق الساعه رقم نمی خورد. این نظریه در رابطه با پیدایش موجودات زنده از موجودات غیرزنده است.

چند قرن پیش تصور بر این بود که پیدایش موجودات به علت نیاز نداشته و مثلا مگس ها خود به خود از دل سرکه زاده می شوند و یا گندم ها موش زاییده و گوشت های فاسد نیز به کرم مبدل می شوند. قطعا چنین رویکردی صحیح نیست اما این رویکرد ربط چندانی به پیدایش خود بخود امروزی ندارد. برای اینگه مگسی به وجود آید، تخم مگس لازم است و برای تخم مگس نیز مگس والدی احتیاج است و همینطور در حرکت به عقب این توالی تکرار می شود. هیچ گندمی به موش مبدل نشده و کرم های درون گوشت جانوران نیز از درون تخم کرم ها به عمل آمده و گوشت نمی تواند که مستقیما به کرم تبدیل شود.

همه ی این ها ادعاهایی رو شده هستند. اما من می خواهم دوباره تکرار کنم که این مثال ها ربطی به نظریه ی پیدایش خود بخود ندارند. این ها صرفا مثال هایی غلط هستند و رد مثال های غلط به معنی رد یک مسئله نیست. مثال های یک مسئله با خودِ آن مسئله توفیر داشته و اگر مثال ها بغلط انتخاب شوند، رد مثال ها دال بر رد مسئله تلقی نمی گردد. ایده ی نظریه ی خلق الساعه یک ایده ی کاملا درست است اما این ایده در سطح اشتباهی مطرح شده است.

فرض کنید که من ادعا کنم دانشگاه آکسفورد به دانشجویان ممتاز تعلق دارد. سپس کسی بیاید و یکی، دو دانشجوی سر به هوای اخراجی سال نخست را انتخاب کرده و با مثال های اشتباهش سعی کند که اصل مسئله را زیر سوال ببرد. در نظریه ی خلق الساعه هم همین اتفاق افتاده است. متاسفانه این نظریه در سطح اشتباهی مورد آزمون قرار گرفته است (سطح سلول ها)، اما این نظریه در سطح ذرات اتمی و زیراتمی یک نظریه ی صحیح است.

ذرات بشکل آماری – احتمالاتی و ذاتا تصادفی خلق شده و به وجود می آیند. اصل عدم قطعیت و ایده ی ابر الکترونی دقیقا بیانگر این مسئله است. احتمال حضور الکترون در همه جا وجود دارد پس الکترون بشکل احتمالاتی در هر جایی می تواند که ظاهر شده و این همان پیدایش خود بخودی است. جهان در لحظه ی پیدایش خود همچون یک توده ی زیراتمی بوده و کیفیات کوانتومی بر آن مترتب است. همانطور که یک الکترون بشکل آماری – احتمالاتی در جایی هست و در جایی دیگر نیست، جهان هم بشکل خود بخود احتمالا بوجود بیاید یا اینکه نیاید.

نظریه ی خلق الساعه در سطح ذرات اتمی و زیراتمی به زیبایی تمام قادر به توضیح پیدایش تصادفی و رندوم کیهان است و این نظریه در قالب نظریات مدرن فیزیک قابل دفاع می نماید. هوکینگ فقید در انتهای کتاب طرح بزرگ خود می نویسد: «اگرچه جهان خود بخود پیدایش می یابد (نظریه ی خلق الساعه) اما کتاب بعنوان یک چیز مصنوعی به خودیِ خود به وجود نیامده و از این رو می بایست که از تیم همکارانم در تهیه ی این کتاب تشکر کنم…»

این جمله ی طنزآمیز بازگشت پراقتدار نظریه ی خلق الساعه در پیدایش جهان است: جهان خود بخود جهانیده و جهان می شود و به جهانگری خارج از خود نیاز ندارد. این پاسخ علم فیزیک به مسئله ی پیدایش جهان است. این مسئله اگرچه با منطق و هوش روزمره ی زندگی جور در نمی آید اما در کنه جهان یک اصل اثبات شده در نظر گرفته می شود. پس نظریه ی خلق الساعه درست است اگر و فقط اگر بدانیم که آن را در چه سطحی مطرح کنیم.

در کلاس های سطح پایین هندسه به دانش آموزان گفته می شود که یک خط مشتمل بر بیشمار نقطه است. در این کلاس ها چیزی از نظریه ی ریاضیات طبیعی به دانش آموزان نگفته و ایده ی عدد آخر را با آن ها مطرح نمی کنند زیرا که آنان صرفا در بدو فرآیند یادگیری هستند. خیلی از آموزه های کلاس های سطح پایین با عینک فلسفه و علم نوین غلط هستند اما ما چاره ای جز آموزش این غلط های تاریخی نداریم تا اینکه دانشجویان به سطحی برسند که علت غلط بودن آن ها را بفهمند.

«رد نظریه ی خلق الساعه» نیز یکی از آن غلط هاست که آن ها بزودی به غلط بودنش و نهایتا به چرایی «درستی پذیرش این نظریه» پی خواهند برد…

۱۲۱۷۸ – ۱۲۱۷۶

3 دیدگاه برای “نظریه ی خلق الساعه (۰۳۲-۰۱۰)

  1. سلام وقت بخیر . با اجازه شما در پایگاه خبری آتیه کار منتشر کردیم . لینک سایت شما رو هم در داخل مطلب قرار دادیم تا خوانندگان بتوانند به مقالات دیگر شما هم دسترسی داشته باشند . موفق و سربلند بمانید

  2. چند روز پیش داشتم برای حسن پایان پاور پوینتم دنبال یک عکس جالب می گشتم که عکس “ستون های خلقت در کهکشان آنرومدا” در سال ۲۰۱۵ توسط تلسکوپ هابل گرفته شده را پیدا کردم. در توضیحات زیر عکس نوشته شده بود که از دل این ستون های گاز و غبار ستاره های جدید متولد می شوند. با خودم فکر کردم کدام خالق می تواند حرارت و تاریکی جهنمی و هیبت چنین واقعیتی را تاب آورد.
    رقص مداوم و بی پایان ذرات منشا چنین حرکتی است چیزی که حتی خواندن زیست , و شیمی دبیرستان و دانشگاه هم من را به تفکر عمیق درباره آن رهنمون نکرد.
    انگار هر چه بزرگتر شدم به واژگون بودن تعابیرم از واقعیت بیش از پیش پی بردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *