کج فهمی در باب تکامل (۰۱۴-۰۱۰)

معمولا عدم درک درست از یک نظریه ی علمی منتهی می شود به اینکه کسانی نزد خود پرسش هایی را طرح کنند که در چارچوب نادرست فکری شان قادر به جواب دادن به آن ها نباشند و سپس همین عدم توانایی خود در درک مسئله را به حساب ناتوانی نظریه گذاشته و پای خود را در یک کفش کنند که نظریه ی مزبور ناتوان و ناقص است!

یکی از آن دست نظریاتی که بسیار در طول تاریخ علم مورد کج فهمی و قضاوت ناصحیح قرار گرفته است، نظریه ی تکامل از خلال انتخاب طبیعی است که به تکامل داروینی نیز مشهور است. در این نوشتار قصد دارم که به برخی ادعاهای اشتباه در این باره بپردازم. هدف از این نوشتار، مطرح نمودن تعدادی از افسانه های بافته شده و پندارهای پوچ در رابطه با این نظریه ی مهم و ایراد پاسخ هایی به آن هاست که با هم می خوانیم:

یک) انسان از میمون تکامل یافته است!

این یک گزاره ی نادرست است که کج فهمی های فوق الذکر منتهی به جعل آن شده است. انسان از میمون تکامل نیافته است. وقتی از واژه ی میمون استفاده می کنیم، ما عملا در حال آوردن یک واژه ی غیرعلمی در یک ظرف گفتمانی علمی هستیم. هم گونه ی انسان (گونه ی هوموسَپی ئِنز) و هم گونه ی میمون (که یک نوع گونه نبوده و به چند زیرمجموعه تقسیم می گردد) هر دو به مجموعه ی نخستی سانان تعلق دارند. موجوداتی که در زبان غیرعلمی، ما آن ها را میمون می نامیم به چندین گونه ی مختلف تعلق داشته و این گونه های مختلف در چند میلیون سال قبل از گونه ای تکامل یافته اند که گونه ی آدمی نیز در همان برهه ی زمانی از آن نیای مشترک باستانی مشتق شده است.

دستاورد چشمگیر تکامل از خلال انتخاب طبیعی این است که به ما نشان می دهد هرچقدر در درخت تکامل از شاخه ها به سمت تنه باز گردیم با نیاهای مشترک روبرو می شویم، از این رو وقتی در زیرشاخه های تکاملی نخستی ها به سمت شاخه ی اصلی تر باز می گردیم، با یک نیای مشترک چند میلیون ساله مواجه می گردیم که هم گونه ی ما و هم سایر گونه های نخستی های امروزی از آن مشتق شده اند.

پس با عنایت به این نکته ی تخصصی، گونه ی ما از هیچ یک از گونه های امروزی میمون ها (طبق نظر اِشکال پردازان) تکامل نیافته است، بلکه همه ی ما نخستی سانان امروزی (انسان و سایر گونه های مربوطه همچون میمون ها) در چند میلیون سال قبل در یک گونه ی خاص به یکدیگر می رسیم که آن گونه نیز منقرض گشته است زیرا که در رقابت بقا از گونه های پس از خود شکست خورده است.

دو) اگر تکامل صحیح است، پس می بایست که از دلِ گونه ها روز به روز گونه های جدید بیرون آید. چرا فیل ها به چیزهایی بعد از خود مبدل نمی شوند؟

فرض نخستین این ادعا نوعی مغالطه ی جدی را در دلِ خود حمل می کند. قید “روز به روز” یک قید غلط انداز است. آنچه که ما امروزه بعنوان محصول تکامل بدآن دسترسی داریم برآیند تقریبا ۴ میلیارد سال تکامل حیات بر روی کره ی زمین است. در مقایسه با عمر گونه ی انسان بر روی کره ی زمین (تقریبا ۲۰۰ هزار سال) این طول عمر حیات، عدد بسیار بسیار بزرگی است. بطور مثال تکامل گونه ی ما یعنی گونه ی هوموسپی ئنز سپی ئنز از گونه های فرعی مهمی چون هوموسپی ئنز کرومانیون و یا هوموسپی ئنز نئاندرتال ۲۰۰ هزار سال طول کشیده است. عمر تاریخ مکتوب حیات بشری به زحمت ۲۵۰۰ سال است. با مقایسه ی این دو عدد، مسایل زیادی هویدا می گردند. ضمنا خودِ این گونه ی انسان هوشمند متمدن با گونه ی قبلی (هوموایرکتوس) دو میلیون سال در تبار تکاملی فاصله دارد. تغییرات تکاملی جدی آنچنان کند رقم می خورند که مشاهده ی آن ها در خلال یک یا دو نسل ممکن نیست.

در رابطه با مثال فیل ها باید اضافه کنم که فیل های امروزی بازمانده ی فیل های باستانی (ماموت ها) هستند. ماموت ها موجوداتی منقرض شده اند که فسیل های آن ها یافت گشته است. فیل های امروزی نیز موجوداتی رو به انقراض هستند. حتما لازم نیست که از دلِ گونه ای، گونه ای جدید به عمل آید. برخی گونه ها منقرض شده و هیچگونه ردی از خود به جای نمی گذارند. متاسفانه گونه ی فیل های امروزی نیز به همین دسته تعلق دارد. فیل ها بخاطر جثه ی بزرگشان و میزان غذای روزانه شان شانسی برای بقاء در سرزمین هایی که در تسخیر انسان ها باشند، نخواهند داشت (صرفنظر از شکار آن ها برای مقاصد تجاری بتوسط آدمی). گونه ی فیل های امروزی در رقابت با گونه ی آدمی در حال منقرض شدن است و احتمالا بزودی به تاریخ تکامل خواهد پیوست.

جا دارد در این باره دوباره خاطر نشان کنم که تکامل اتفاقی زمانبر بوده و به سرعت رقم نمی خورد. هرچند که تغییرات جزیی در گونه ها (مثلا به وجود آمدن پروانه های سیاه رنگ در جنگل های دودگرفته ی انگلستان دوران انقلاب صنعتی) و یا تغییرات بنیادین در گونه های ریزجثه (مثل باکتری ها و حتی ویروس ها) در خلال چند نسل قابل رویت شدن در فضای کنترل شده ی طبیعت و یا آزمایشگاه هستند.

سه) چرا گونه های قدیمی همگی منقرض شده و ما مثلا نمی توانیم ببینیم که گاو از چه گونه ای تکامل یافته است.

نخست اینکه این ادعا صحیح نیست و برخی گونه های باستانی هنوز زنده هستند. خرچنگ های نعل اسبی و یا همین سوسک حمام گونه هایی هستند که به آن ها فسیل زنده می گوئیم و قادر بوده اند که میلیون ها سال با تغییرات محیطی خود را وفق داده و زنده بمانند، جوریکه هم اکنون هم فسیل های آن ها وجود دارد و هم خودشان. دوم اینکه هر گونه ای که امروزه بر سطح کره ی زمین دیده می شود، از گونه ای قبل خود تکامل یافته و از آنجایی باقی مانده که در مقایسه با نسل های قبل خود با تغییرات محیطی سازگارتر بوده است. از این رو در بیش از هشتاد درصد موارد، گونه های قبلی دیگر وجود خارجی ندارند. گاو پس از ۶۰ میلیون سال از گونه های اولیه ی پستاندار تکامل یافته و در خلال دوره ها گونه های قبلی در رقابت با گونه های بعدی حذف شده اند.

در پایان نکته ای که بیان آن با اهمیت است اشاره به شیب کند تغییرات تکاملی است. ما در این سمت کوه به یک قله ی رفیع نگریسته و نمی خواهیم قبول کنیم که از آن سمت یک شیب کوهپایه ای بسیار کند در خلال اعصاری به بلندای میلیارد سال آهسته و آهسته همه چیز را به آن ارتفاع باور نکردنی بالا برده است.

۱۲۱۵۸ – ۱۲۱۵۵

3 دیدگاه برای “کج فهمی در باب تکامل (۰۱۴-۰۱۰)

  1. سلام آقای دی داد .
    میخاستم دیدگاه شما رو در رابطه با خدا , پیدایش انسان و معاد بدونم.
    اگر متنی در این رابطه دارید ممنون میشم به من بگین.

  2. کلا تکامل، گیج کننده ترین نظریه ی پیش روی انسان ست…. علم و هویت و اصالت و گذشته و آینده اش را به هماوردی می طلبد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *