ایده آلِ عشق به خانواده (۰۰۳-۰۱۰)

همه ی جوامع ایده آل هایی دارند که با آن ها زندگی می کنند. یکی از آن ایده آل هایی که می توان ادعا نمود که در بین اکثریت غالب جوامع جهان موضوعیت دارد، مسئله ی عشق به خانواده و اعضای آن است.

فارغ از اینکه آیا در جهانِ آینده چیزی به اسم خانواده وجود دارد یا که نه (زیرا که در جهان آینده به احتمال زیاد زادآوری برعهده ی آزمایشگاه ها و سازمان های تولید انسان قرار گرفته و تربیت نسل ها نیز برعهده ی مهدهای اشتراکی باشد)، اما تا به این جای تاریخ، خانواده گویا که اولین سلول اجتماع بوده است. باز دوباره صرف نظر از اینکه آیا این مسئله که خانواده اولین اجتماعی است که انسان در آن پا می گذارد امر پسندیده ای است یا که نه، هدف من در اینجا اشاره به این اصل ساده است که همه ی خانواده ها، خانواده های خوبی نیستند.

برخی از خانواده ها آنچنان برای اعضای خود تولید مشکل می کنند که شاید بتوان در آنجا خانواده را بزرگ ترین دشمن یک فرد دانست. والدین بد، خواهر و برادران بد و غیره… این ها جنبه هایی از واقعیت تلخ و تاریک خانواده ی بد هستند. در خانواده ها ظلم، حسد، دشمنی، قتل، تجاوز، دزدی، کینه و غیره به درجاتی (از شدید گرفته تا خفیف) وجود دارد.

دیده ام که کسانی زندگی در پانسیون را به زیستن با اعضای خانواده ی خود ترجیح دهند و بیشمار مورد کوچک و بزرگ دیگری که همه ی شما نمونه های آن ها را دیده اید. خشونت و ظلم خانوادگی نوعی کُنتراستِ مفهومی با آن ایده آل نخ نما و رنگ و رو رفته ی همه ی جوامع پیدا می کند: عشقِ به خانواده (صدالبته که خانواده ی فقط خوب)…

۱۲۱۴۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *