جهان عرفانی در تقابل با جهان علمی (۳۰۸-۰۰۹)

یک جهان عرفانی یک جهان غیرواقعی است. واقعیتی بر چنین جهانی مترتب نیست. برداشت عارف از جهان واقعیتی ندارد. او جهان را نه از آن حیث که واقعا هست، بل از آن حیث که مطلوبِ خودِ اوست برای مخاطبانش به تصویر می کشد. جهان عرفانی در تقابل با جهان دانش محور (فلسفی – علمی) یک جهان جعلی است. برداشت عارف از جهان ملبس به خوشایندهای عارف است. عارف جهان را چیزی می بیند که خودش خواهان آن است که باشد.

اما در صحن و سرای دانش مسئله اینگونه نیست. اگرچه ما در دانش نیز با برداشت ها سر و کار داریم اما این برداشت کجا و آن کجا… برداشت دانشمند از جهان ریشه در عقل و تجربه دارد. ریشه هایی که خودشان دوباره بمدد عقل و تجربه آزمون شده و در گذر زمان خود را بهتر و بهتر می گردانند. جهان عرفانی در تقابل با جهان علمی قرار دارد. جهان علمی جهانی مستقل و یا حداقل نیمه مستقل از منویات دانشمند است اما جهان عرفانی تماما چکیده ی تخیلات، خوشایندها، ایده آل ها و مصلحت های عارف است.

با این تفاصیل جهان عرفانی را می توان یک تابلوی فانتزی و یا سوررئال از جهان دانست. جهان عرفانی ما به ازایی در واقعیت ندارد و زبان عرفان همچون یک جهان بینی احساس (در این مقام یعنی عواطف بشری) محور است. جهان عرفانی در نهاد عارف است. برخلاف جهان علمی که دانشمند آن را در بیرون از خود می یابد.

۱۲۱۳۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *